![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
به صفحه ی تلویزیون خیره شده بودم و صحنه ها یکی از پس دیگری رد می شد... راستی چرا هیچکس و هیچ پیامبر و هیچ رهبری نتوانست این حس خودخواهی و جنگ ستیزی بشرو از بین ببره؟ چرا آدم ها هنوز که هنوزه نتونستن به حق خودشون قانع باشن و کاری به کاره هم نداشته باشن؟ چرا ما انسانها باید همچین تاوان هایی به خودمون ببینیم و ... نه بخاطر اینکه کشته شده ها مسلمانند ، بخاطر اینکه زنها و بچه هایی آواره و زخمی و کشته شده اند که کاری با دعوای دنیا ندارند. جرم آنها تنها این است که در نوار غزه زندگی می کنند. شاید اگر ما هم آنجا متولد می شدیم و آنجا زندگی می کردیم این جرممان بودو باید کشته می شدیم. عجب دنیایست! نمی دانم چرا نا خواسته با پی گیری این اخبار این سوال در ذهنم می آید که آیا زمانی که بر سر ما هم موشک و بمب عراقی ها (برادران دینیمان!!!!) فرو میریخت و ما هم اوضاعی اینچنین داشتیم کسی دلش برای ما می سوخت؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|