![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
هفته نامه حسابی همه ی وقتم را صرف خود کرده، یا بهتر بگویم صرف مطالعات خیلی تخصصی و سوژه ای برای موضوعات مختلف . مطالب زیر سخنان رهبر معظم انقلاب است که در واکنش با برخوردهای ضد انسانی در زندان ابوقریب توسط نیروهای امریکایی در .تاریخ های ۱۳۸۱/۰۱/۱۶، ۱۳۸۳/۰۱/۲۶، ۱۳۸۳/۰۲/۲۷ بیان شده است، خواندن این بیانات خالی از لطف نیست: -
قبل از اينها هم در طول تاريخ در دنيا و حتّي در زمان خود ما کساني بودند
که خيال ميکردند با زور و سرنيزه ميشود بر ملتهاي خودشان يا ملتهاي ديگر
سوار شد و حکمراني کرد. دنيا هيتلرها را ديده است، رهبرانِ اوايل کارِ
شوروي را ديده است؛ دنيا بعضي از قدرتهاي ديگر را هم اين زمان و قبل از
اين زمان ديده است؛ اينها شکست خوردند. - دولت جعلي صهيونيست [...] مرد و زني را که دم تيغشان بيايد، ميکشند و هيچ ملاحظه نميکنند. شنيدهام جوانان و مردان را - از سنين سيزده سال تا پنجاه سال - دستگير ميکنند و [...] به مناطقي بردهاند که معلوم نيست کجاست! خبرهايي که از داخل بازداشتگاهها بعضاً به بيرون درز کرده و در مطبوعات دنيا منعکس شده است، خبر ميدهد که اينها را شکنجه و آزار ميکنند [...] حتّي بيمارستانها و داروخانهها را مورد تهاجم قرار ميدهند. [...] خلاصه وضع عجيبي بهوجود آورده و صداي دنيا را در آوردهاند! - ماجراى زندان «ابو غريب» [...] داغ ننگى بر پيشانى امريكاييها شد؛ و اين داغ به اين آسانيها پاك نخواهد شد. آن وقت رؤساى امريكايى[...] مىگويند ما خبر نداشتيم؛ عذرخواهىشان اين است! مىگويند ما اطلاع نداشتيم؛ [...] مگر فرق مىكند كه چه كسى مردم را شكنجه كند؛ صدام يا شما؟! شكنجه، شكنجه است. [...] معلوم مىشود كه از مدتها قبل اين كار اتفاق افتاده و حالا آشكار شده است؛ بنابراين بايد خبر به اينها رسيده باشد و اگر نرسيده، اين موضوع، خودش جرم ديگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مىآمد و شكنجه مىكرد؟ صدام هم مأمورينش مىكردند، شما هم مأمورينتان دارند مىكنند. - من وجدان جهاني را به داوري و قضاوت دعوت ميکنم. همه حرفهايي که به عنوان تحليل سياسي، راهحل، توصيه ميزنند، در مقابل اين واقعيت، افسانه و موهوم است. واقعيت اين است که ملتي در خانه خود تحقير ميشود، دستگير ميشود، کشته ميشود، جوانش از او گرفته ميشود، امنيتِ جان و مال و مسکنش بهوسيله غاصبان همان سرزمين تهديد ميشود. حال وجدان جهاني قضاوت کند؛ اين جا حق با کيست و وظيفه انسانها چيست؟ ما به هيچ چيز ديگري احتياج نداريم؛ همين واقعيت را مقابل خودشان بگذارند ببينند چه اتّفاقي در حال وقوع است؟ - در اوّلِ کار [...] نگذاشتند دنيا بفهمد که اينها چه فجايعي انجام ميدهند؛ اما امروز دنيا ميبيند. البته تلويزيونها و دوربينها قادر نيستند حقيقت را نشان دهند. فقط بخشي از حقيقت؛ يک تصوير و شبحي از حقيقت را نشان ميدهند؛ حقيقت خيلي بيشتر از اينها و خيلي تلختر از اينهاست. واقعيت را از روي همين فيلمهاي تلويزيوني که در دنيا پخش ميشود - آنجاهايي که پخش ميشود - قضاوت کنند. - کي حاضر است جوانش برود در يک واقعه خونين و يک ساعت ديگر به قتل برسد! اين است که يک مادر، جوان خودش را در آغوش ميگيرد، ميبوسد اما گريه نميکند. ميگويد من اين را ميفرستم. ببينيد شما بر سر اين مادر چه آوردهايد؟! شما ببينيد بر سر اين ملت چه آوردهايد که حاضر است به اين نحو جوانش را به ميدان بفرستد و ميگويد اگر صد جوان هم داشته باشم ميفرستم که اين گونه کشته شوند. [...] شما همه راهها را جلوِ اينها بستهايد. - كشورى با آن فرهنگ عريق و عميق و داراى سابقه، و يك ملت تاريخى و غيور و داراى هويت را مقهور كردند و در پنجهى خود گرفتند و انواع اهانتها را به او مىكنند؛ توقع دارند اين ملت عليه آنها برنگردد و وضعى كه امروز مشاهده مىكنيد، پيش نيايد. - اگر شما مىبينيد امروز جوان عراقى [...] اگر دستش برسد، بىترديد ضربه وارد مىكند، اين كارى است كه خود امريكايىها كردهاند؛ تقصير كسى نيست. مثل ديوانهيى كه هى به اين و آن مىپرد، بىجهت اين و آن را متهم مىكنند؛ «از فلانجا تحريك شدند، از فلانجا دخالت كردند»؛ نه، تحريك كسى نيست؛ اين هويت ملت عراق است كه دارد بروز مىكند. وطن يك ملت را بگيريد، سربازتان را در كوچه و خيابانِ او راه بيندازيد، به زن او بىحرمتى كنيد، جوان او را جلوى چشم همه روى زمين دمرو بخوابانيد و كف پوتينتان را روى سر او بگذاريد؛ من كه اينجا نشستهام، طاقت نمىآورم اين وضعيت را ببينم؛ چطور يك انسان با ايمان و با غيرت عراقى اين وضعيت را تحمل مىكند؟ لازم نيست كسى تحريك كند؛ خود شما بزرگترين و پليدترين تحريككنندهى ملت عراق هستيد. چرا وارد خانهى او شديد؟ چرا دروغ گفتيد؟ - كارشان به جايى رسيده است كه تحمل وجود يك پيرمرد روحانىِ فلج را هم كه بايد روى چرخ راهش ببرند، ندارند. كسى مثل شيخ احمد ياسين را نمىتوانند تحمل كنند. [...] خيال مىكنند اين سياست به جايى خواهد رسيد. روزنامه مىبندند، مطبوعات را توقيف مىكنند؛ از اينجا بگيريد تا كشتار مردم. - آنها اشتباه مىكنند؛ خيال مىكنند مردم دنيا نمىفهمند؛ خيال مىكنند مىشود اينطورى ادامه داد. اسم دمكراسى مىآورند: به عراق آمدهايم براى مردمسالارى! مردمسالارىِ بىمردم! مردمسالارى نيست، مردم كشتارى است. [...] اينها اشتباه مىكنند، موفق هم نخواهند شد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
به گزارش پایگاه خبری پارلماننیوز، این نامه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم آقای دكتر احمد توكلی در نامهای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرتطلبی و تخطی از خط امام متهم كرده است. او در این نامه ادعا می كند امام در زمان جنگ با سیاستهای دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل میكردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است كه پیش درآمد خبری سایت الف را شکل میدهد: « گویا میخواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشانید. تردیدی نیست كه معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان كسی كه دوبار این نامه را خواندم هیچیك از عبارات فوق را جان كلام نیافتم. در نامه ایشان جان كلام این است كه آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمیگیرند. آقای توكلی! امروز كسانی هستند كه شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور كنید كه این افراد به خواستههای دوستان شما تن می دادند، تسلیم میشدند و به حق ملت خیانت میكردند. در آن صورت اینک از چه كسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت كنند؟ كشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمیبرد. شعارهایی كه در نامه خود به آنها اشاره كردهاید یقینا مورد علاقه و توصیه كسانی كه برایشان نامه نوشتهاید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع میشود؟ آنان حتما این كار را خواهند كرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد. آیا فکر نمیکنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارندهای بار دیگری را بر نمیدارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد. آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفتهاند كه لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نكردهاند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینههای سنگین و غیرقابل تحمل برای كشور میدانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|