![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
چه زیبا نامگذاری کردند سالروز میلاد شاه مردان را به نام روز پدر . مطمئنا همه در زندگی و در همه امور مدیون والدینشون هستند و من نیز از این اصل مستثنا نخواهم بود. بر این شدم تا در این مناسبت بزرگ در این اتاق تنهاییم با این پست کوچک اما سرشار از احساسات از پدر و استاد همیشگی و بزرگم قدردانی کنم و از صمیم دل برای او آرزوی سلامت، موفقیت، سربلندی و اقدار بیش از پیش کنم و ارادت جاودانه ی خودم را یادآور شوم. پدرم دوستت دارم ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
به دستو استاد و پدر بزرگوارم دسترسی به این پست دیگر مقدور نمی باشد!! ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
در سالروز توقیف روزنامه "سلام" یاد عکس و خاطراتی افتادم که می توان گفت از دردناک ترین خاطرات نسل سومی هاست. "سلام" تنها روزنامه روشنفکری است که در تغییرات سیاسی پس از رحلت امام باعث شد که این نوع تفکر همچنان پا برجا باشد و تمام کسانیکه الان بعنوان اصلاح طلب میشناسیم به نحوی با سلام همکاری داشتند. "سلام" نقد را که از بزرگترین رسالت های هر روزنامه ایست را زنده کرد و تاوان سختی پرداخت، اما هیچ وقت تاسف نخورد. سلام حقوق از یاد رفته مردم را یادآوری کرد و کرامت انسانی ، حقوق شهروندی و گسترش آزادی های مشروع را در سایه آزادی و دموکراسی از جانب مردم خواستار شد. اما قدر نشناسان زمان، آنهایی که این شمع را خاموش کردند گویی نه برای مردم بلکه برای خود می اندیشیدند تاروزی صندلی های خود را بزرگتر و محکمتر کنند! این عکس یادگار آن روز تلخ است: ![]() از چپ به راست: کامران دانشجو(استاندار فعلی تهران)-محمود احمدی نژاد(استاندار سابق اردبیل و رئیس جمهور فعلی)-درویش زاده(نماینده دزفول دوره پنجم)-حمید رضا ترقی(عضو ارشد موتلفه) شاکیان دادگاه روزنامه سلام - عکس: حسن سربخشیان |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
پریشب از شبكه یك
سیما، مصاحبه آقای رئیسجمهور را با دقت گوش كردم. در این نوشتار كوتاه
نمیخواهم به تحلیل مصاحبه مذكور بپردازم، اما بدون تردید مهمترین بخش و
شاهبیت این گفتوگو بحث نقدی كردن نظام یارانهها بود. آقای رئیسجمهور
فرمودند كه سالانه حدود 90هزار میلیارد تومان یارانه برای مصرف انرژی در
كشور میپردازیم و در این جراحی بزرگ اقتصادی میخواهیم هر سه ماه یكبار
این یارانه را به صورت نقدی به حساب ملی خانوادهها (تا شش نفر) واریز
نماییم و بلافاصله پس از واریز مبالغ فوق، انرژی (نفت و گاز و گازوئیل و
مازوت) به قیمت آزاد عرضه خواهد شد. اینك محاسن و معایب اجرای این پیشنهاد
را بررسی میكنیم.
الف ـ محاسن 1 - با اجرای طرح، به دلیل اینكه قیمت حاملهای انرژی به چند برابر قیمت فعلی افزایش مییابد، موضوع قاچاق بنزین به كشورهای همجوار منتفی میگردد و ضمنا مصرف داخلی به دلیل بالا بودن قیمت كاهش مییابد. در این صورت نیازی به كارت هوشمند و سهمیهبندی نخواهیم بود و همچنین نیازی به اختصاص ارز برای واردات بنزین نخواهیم داشت، زیرا از محل فروش فرآورده و تبدیل ارزی آن، دولت یا بخش خصوصی میتوانند اقدام به ورود فرآورده نمایند. 2- تخصیص بهینه منابع شكل خواهد گرفت و هزینههای واقعی تولید كالا و خدمات كه در شرایط یارانهای فعلی مخدوش شده است، مشخص خواهد شد و به این ترتیب مزیت نسبی تولید كالا در داخل در مقایسه با مشابه خارجی مفهوم واقعی خود را پیدا خواهد كرد. 3 - تمایل و گرایش به وسایط نقلیه عمومی و همچنین بهینهسازی مصرف انرژی (در واحدهای تولیدی، مسكن و...)، نه بر مبنای دستور و فرمان حكومتی بلكه بر مبنای منطق اقتصادی كلید خواهد خورد كه طبیعتا برای رسیدن به الگوی توسعه پایدار یك باید و ضرورت است. ب- معایب 1 - اجرای این طرح موجب افزایش سریع حجم نقدینگی و متعاقبا رشد شدید تورم خواهد شد. تزریق 90 هزار میلیارد تومان به نقدینگی كشور، حتی اگر بر مبنای طرح سهماهه، بخشی از این مبلغ به سیستم اقتصادی كشور وارد شود، فاجعهبار خواهد بود. ممكن است مدافعان طرح بگویند كه در مراحل بعدی، از طریق فروش بنزین این نقدینگی جمع میشود. واقعیت این است كه شما این مبلغ را به مصرفكنندگان بنزین نمیدهید بلكه به آحاد جامعه عرضه میكنید. در گزارش آقای رئیسجمهور ذكر گردید كه هفت دهك پایین درآمدی یعنی هفتاد درصد مردم فقط 30 درصد انرژی را مصرف میكنند. در طرح یادشده، نه سی درصد، بلكه هفتاد درصد یارانه نقدی سرازیر دهكهای پایین درآمدی میشود در حالیكه در سیكلهای بعدی فقط سی درصد مبلغ فوق از طریق خرید بنزین برمیگردد. یادآوری میكنم كه حجم نقدینگی كشور در زمان رویكار آمدن دولت نهم (تیرماه 84) 73 هزار میلیاردتومان بود كه اینك به حدود 165 هزارمیلیارد تومان رسیده و با اجرای طرح جراحی آقای رئیسجمهور، با شتاب زیاد حجم نقدینگی از مرز دویست هزار میلیارد تومان خواهد گذشت. سه برابر شدن حجم نقدینگی در دوره سهساله آقای رئیسجمهور بدون تردید یك ركورد خواهد بود. افزایش نرخ تورم كه متعاقب این تصمیمگیری چه در سال جاری و چه در سالهای بعد (با توجه به اینكه آثار رشد نقدینگی با تأخیر زمانی چندماهه ظاهر میشود و تا سالیان طولانی ادامه دارد) شكل میگیرد، موضوع سادهای نیست كه بتوان به دلیل منافع طرح از آن گذشت. بدون تردید با اجرای این طرح آقای احمدینژاد در كارنامه خود ركورد نرخ تورم را در طول تاریخ ایران خواهد شكست. 2 - ایجاد آشفتگی پیامد دیگر اجرای طرح پرداخت نقدی یارانههاست. با یك حساب سرانگشتی یك خانوار پنج نفری بیش از ماهی پانصدهزارتومان یارانه دریافت خواهد كرد. بهراحتی میتوان اثر این رقم را در زندگی دهكهای خانوار كه با مبالغی بسیار كمتر از عدد فوق زندگی میكنند تجسم نمود. از آنجا كه هیچگونه برنامهریزی برای نحوه هزینه مبلغ بادآورده و غیرمنتظره فوق وجود ندارد، آشفتگی مالی در این قبیل خانوارها (شكلگیری تقاضاهای كاذب، انجام هزینههای غیرضروری) و جبران تورم سنگین كه این طرح بر آنها بار كردهاست پیامد قطعی آن است. در حالی كه میتوان این مبلغ عظیم را به جای توزیع بیبرنامه و علیالسویه كه ناشیانهترین روش توزیع منابع است، با برنامهریزی در مسیر محرومیتزدایی و ایجاد اشتغال هدایت نمود. 3 - در این طرح مشخص نشده كه آیا شبكه حمل و نقل عمومی (تاكسیها، وانتها و....) مجددا از یارانه بهرهمند خواهد شد یا نه؟ اگر جواب مثبت باشد، نقض غرض است و بایستی مجددا مبالغ هنگفتی یارانه به این منظور اختصاص یابد و اگر آنها مجبور به استفاده از بنزین آزاد باشند بایستی افزایش شدید قیمت كرایه وسائط نقلیه عمومی را شاهد باشیم. 4 - اجرای این طرح فیالواقع یارانه را حذف نمیكند، بلكه نحوه پرداخت آنرا تغییر میدهد. به عبارت دیگر سالانه 90 هزار میلیارد تومان، به جای اینكه به مصرفكنندگان انرژی داده شود به آحاد مردم علیالسویه پرداخت میشود. بنابراین، اولا آثار منفی پرداخت چنین مبلغ كلانی بودجه عمومی دولت را كماكان تحت فشار قرار خواهد داد و ثانیا هیچ مبلغی برای جبران آثار افزایش قیمت انرژی (بهینهسازی ساخت و سازها و واحدهای تولیدی برای صرفهجویی انرژی، توسعه حمل و نقل عمومی، تولید خودروهای دوگانهسوز، توسعه شبكههای بزرگراهی و...) آزاد نخواهد شد. ج - راهحل به اعتقاد اینجانب بهترین راهحل همان است كه در ماده 2 قانون برنامه چهارم توسعه به تصویب مجلس ششم رسید، ولی متاسفانه مجلس هفتم در اوایل دوره خود آن را لغو كرد. اگرچه مجلس هفتم در آخرین سال خود تصمیم به جبران اشتباه خود گرفت و بحث تثبیت قیمتها را منتفی كرد ولی متاسفانه اقتصاد كشور متحمل خسارات سنگینی گردید كه خاموشیهای اخیر برق جلوهای از این خسارات است. به موجب آنچه كه در ماده 2 برنامه چهارم توسعه مقرر شده بود، در طول برنامه پنجساله چهارم (84 لغایت 88) به تدریج قیمت نفت كوره، نفت گاز و بنزین به قیمتهای عمدهفروشی خلیج فارس میرسید و از محل درآمد مازادی كه دولت كسب میكرد نسبت به گسترش حمل و نقل عمومی، سیاستهای جبرانی (از طریق نظام تامین اجتماعی به اقشار آسیبپذیر)، بهینهسازی ساختمانها برای صرفهجویی انرژی، دوگانهسوز كردن خودروها، تجهیز شبكه فوریتهای پزشكی و بیمارستانی، مبارزه با آلودگی هوا و... اقدام میكرد. اگر قانون فوق توسط مجلس هفتم لغو نشده بود، اكنون ما سهپنجم این جراحی بزرگ را پشت سر گذاشته بودیم. بدون تردید تداوم وضعیت فعلی یعنی پرداخت مبالغ هنگفتی یارانه برای مصرف انرژی فاجعهبار است و نتیجهای جز هدر دادن منابع، آلودگی محیط زیست، قاچاق سوخت به كشورهای همجوار، تشدید بیعدالتی، شكلگیری سفرهای غیرضروری و مخدوش كردن مزیتهای نسبی در بر ندارد. من شجاعت دولت را برای انجام جراحی ارج مینهم. اما نادیده گرفتن نظرات كارشناسی و تجربیات جهانی ممكن است جراحی را به قصابی تبدیل كند و از چاله در آمده و به چاه بیفتیم. شما كدام كشور دنیا را سراغ دارید كه از طریق توزیع پول بهصورت مساوی بین مردم یارانه را حذف كرده باشد؟ طرح آقای رئیسجمهور یعنی توزیع پول بین مردم، ممكن است امروز لبخندی بر لب بیاورد و حركت خوبی برای جلب آرای عوامالناس باشد، اما فردا كه گرانی و تورم افسارگسیخته و نابسامانیهای اقتصادی وضع بد فعلی را بد و بدتر نمود جواب خدا و مردم را چه خواهید داد؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:31 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
سعید نور محمدی در وبلاگش متنی از رضا شریفی بعنوان کابینه نجات ملی را گذاشته که حیفم آمد شما عزیزان را از خواندن این مطلب بی نصیب کنم. رضا شریفی کابینه ای را برای دولت آینده چیده که از دید من برخی از قسمتهای آن غیر منطقی و برخی دیگر خیلی آرمانی و برخی دیگر با دید بسیار حذبی انجام شده! اما اگر بتوان همچین کابینه ای برای دولت آینده ارنج شود می توان به جرات گفت که پس از یک سال از کارکرد چنین تیمی اوضای بد حال جامعه 180 درجه تغییر کرده و این دگرگونی رو به بهبود خواهد گذاشت. متن را حتما بخوانید: بسمه تعالی
اینروزها بحث انتخابات ریاست جمهوری به مرور داغتر شده و افراد و گروههای مختلف تلاش دارند با طرح چهرهای قدیمی و یا جدید در فرایند انتخابات آتی موثر باشند. این امر بخصوص با توجه به نتیجه اقدامهای سه ساله دولت فعلی و تاثیراتی که تصمیمهای بدیع دولت بر حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی داشته است اهمیت بیشتری یافته و بسیاری از گروهها سعی دارند با ایجاد مرزبندی و نقد دولت کاندیدای خود را بر موج فزاینده گریز از دولت سوار کنند. اکثر گروههای اصلاح طلب – به استثنای کارگزاران و اعتماد ملی – توافق کلی بر حضور آقای خاتمی دارند و تنها منتظر اعلام نهایی حضور وی هستند. حزب کارگزاران ظاهرا بیشتر تمایل به حمایت از یک کاندیدای محافظه کار در برابر احمدی نژاد دارد و اعتماد ملی هم - که بیشتر یک ستاد انتخاباتی برای حمایت از آقای کروبی بوده تا حزب - به صورت طبیعی کاندیدای خود را خواهد داشت. افرادی ازجمله عارف، نجفی و مهرعلیزاده نیز مترصد عدم حضور خاتمی هستند تا در قامت کاندیدای گروههای اصلاح طلب وارد عرصه شوند. برخی گروههای اصولگرا نیز از هم اینک حمایت خود را از احمدی نژاد اعلام داشته اند و البته گروههای اصولگرای منتقد نیز سرگرم آماده سازی سایر چهره های خود مانند روحانی، قالیباف، حداد، ولایتی، لاریجانی و توکلی هستند تا درصورت عدم اقبال عمومی به احمدی نژاد گزینه های دیگر خود را بیازمایند. اما تقریبا از نظر اکثر گروههای سیاسی عمدا یا سهوا نکته ای مغفول مانده که نحوه اداره کشور بعد از ابداعات عجیب دولت و چگونگی به سامان رساندن امور با توجه به تخریب ساختار برنامه ریزی در کشور و تبعات ناشی از برخی اقدامات غیرکارشناسی است که به نظر می رسد به رغم درآمدهای سرشار نفتی منجر به تخریب بسیاری از زیربناهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده و تقریبا کشور را در آستانه بحرانهای جدی قرار داده است. برخی معتقدند ترمیم خسارتهای ایجاد شده به زمانی بسیار بیشتر از یک دولت 4 ساله محتاج است و به علاوه هیچ گروهی به تنهایی قادر به مدیریت کشور در بحرانهای داخلی و خارجی نخواهد بود. به عبارت دیگر بعید است گروهی اعم از اصلاح طلب یا اصولگرا قادر باشد بی یاری سایر افراد مدیریت کشور را عهده دار شود. لذا در شرایط فعلی بیشتر از گذشته نیاز تاسیس «جبهه نجات ملی» با حضور همه عقلای قوم احساس می شود. نوشتار حاضر بنا دارد با طرح مساله و بررسی ابعاد مختلف کار اهمیت موضوع را گوشزد سازد تا شاید گروههای سیاسی و احزاب با درک شرایط خطیر و سرنوشت نامعلوم کشور برای مقابله با بحرانهای داخلی و تهدیدهای خارجی زبان به اتحاد و همدلی گشایند و یکدیگر را در بازگشت کشور به مسیری که به صلح و رفاه منتهی شود یاری دهند. افراد و گروههای منتقد دولت که به جبهه می پیوندند می پذیرند که بسیاری از اقدامات دولت فاقد پشتوانه کارشناسی بوده و به رغم برخی نیات خیر، منجر به نتایج اسفباری برای مردم شده است. لذا اقدام عاجل احیای ساختار مدیریتی و برنامه ریزی کشور و بازگشت جایگاه مدیریت راهبردی به موقیت اولیه خود است به گونه ای که تمامی اقشار ملت خود را سهیم در اداره کشور دانسته و نتایج حرکت به سمت افق 20 ساله محسوس باشد. لذا لازم است تمامی قوای کارشناسی کشور با همکاری یکدیگر در یک برنامه 4 ساله که «آشتی ملی» اعلام می شود و با تقسیم کار مناسب اقدامات اساسی و عاجلی را به انجام رسانند و هر یک از گروهها یا افرادی که موفقیت بیشتری بعد از 4 سال داشته باشند، به صورت طبیعی اقبال عمومی به سوی آنها خواهد بود. لذا تمامی رقابتهای سیاسی به مدت 4 سال تعلیق خواهد شد و گروههای کارشناسی با بحث و بررسی در دولت، جلب نظر رهبری و درنهایت عزم ملی به احیای ساختار مدیریتی نظام یاری می رسانند. طبیعی است در مواردی که اختلافهای جدی به وجود بیاید نظرخواهی مستقیم از مردم در قالبهای قانونی موجود حرف آخر خواهد بود که همگی تبعیت خواهند داشت. با توجه به تجربه 30 ساله جمهوری اسلامی به نظر می رسد رئیس جمهور آتی باید تجربه کافی در اداره کشور داشته باشد. از روسای جمهور گذشته تنها آقای خاتمی است که حضور مجدد وی در عرصه قانوناً منعی ندارد و به علاوه از اقبال عمومی در داخل و خارج از کشور نیز برخوردار خواهد شد. حتی درخواست برخی چهره های بارز محافظه کار و روحانیت سنتی از خاتمی برای کاندیداتوری که با مقایسه موقعیت امروز کشور با 8 سال حضور خاتمی عجیب نیست مشخص می سازد که وی می تواند گزینه مناسبی برای پذیرش مسئولیت «جبهه نجات ملی» باشد. البته تمامی افرادی که به مشی فعلی انتقاد دارند نیز با عضویت در کابینه می پذیرند که فارغ از پستهای گذشته یا ادعاهای آتی بخشی از بار مسئولیت را بپذیرند. در کابینه برخی افراد که خود را شایسته ریاست جمهوری می دانند وزارت داشته و یا برخی وزرا استاندار میشوند که البته به دلیل شرایط خاص کشور است و نباید منجر به سوء تفاهم شود. به علاوه هر وزارتی که مشکلات بیشتری دارد به فرد توانمندتری محتاج است. برای اینکه دستاورهای دولت نهم نیز در برخی حوزه ها محفوظ بماند و کارشکنی احتمالی آنها نیز مشکل ساز نباشد می توانند درصورت تمایل سفیر جمهوری اسلامی در ونزوئلا، بولیوی و ... شوند. 1. رئیس جمهور / سید محمد خاتمی 2. معاون اول / میرحسین موسوی 3. مشاور عالی رئیس جمهور / اکبر هاشمی رفسنجانی 4. مشاور عالی رئیس جمهور / اکبر ناطق نوری 5. مشاور عالی رئیس جمهور / سید محمد موسوی خوئینی ها 6. معاون پارلمانی رئیس جمهور / مهدی کروبی 7. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی / محمد ستاریفر 8. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی / جواد لاریجانی 9. وزیر امور خارجه / حسن روحانی 10. وزیر آموزش و پرورش / محمد علی نجفی 11. وزیر اقتصاد / محسن رضایی 12. وزیر کشور / محمد باقر قالیباف 13. وزیر کار / احمد توکلی 14. وزیر بهداشت / علی اکبر ولایتی 15. وزیر ارتباطات / محمد رضا عارف 16. وزیر کشاورزی / عیسی کلانتری 17. وزیر نفت / بیژن زنگنه 18. وزیر مسکن و شهرسازی / غلامحسین کرباسچی 19. وزیر بازرگانی / محمدباقر نوبخت 20. وزیر آموزش عالی / عبداله جاسبی 21. وزیر تعاون / محمد سلامتی 22. وزیر نیرو / حبیب اله بیطرف 23. وزیر ارشاد / احمد پورنجاتی 24. وزیر اطلاعات / علی یونسی 25. وزیر دفاع / مرتضی طلایی 26. وزیر صنایع / محسن صفایی فراهانی 27. وزیر راه و ترابری / محمود حجتی 28. وزیر رفاه / حسین راغفر 29. وزیر دادگستری / هادی شوشتری 30. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی / حسن غفوری فرد 31. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری / محمد بهشتی 32. مشاور اقتصادی رئیس جمهور / مجید انصاری 33. مشاور سیاسی رئیس جمهور / عبدالواحد موسوی لاری 34. مشاور فرهنگی رئیس جمهور / هادی خانیکی 35. مشاور حقوق بشر رئیس جمهور / مصطفی معین 36. سخنگوی دولت / صادق خرازی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|