![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
بهد از مدتها آمدم که غریبستان را باز احیا کنم. خوشحالم. شروع خوبی بود. حدود ۲۰۰ نفر ظرف ۳ روز. کلی تحسین وکلی فحش و نفرین.. همه در نظرات زیبای شما بود. همش قابل تقدیره. اما دوباره فصل فصل انتخابات و فضای سیاسی کشور داغ. رد صلاحیتها با ماله کشیه شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند. پدر من هم در آخرین لیست تایید صلاحیتها بلاخره تایید صلاحیت شد. خوب خدارو شکر. وقتی این اوضاء و احوال را میبینم یاد یکی از صحبتهای بسیار زیبای استاد دکتر سروش می افتم: هر انقلابی فرزندان خود را میبلعد!! ایندفعه را شکر که پدر ما بلعیده نشد وگر نه الان در کسوت یک بچه یتیم براتون می نوشتم. بحث هسته ای هم نوع دیگر تبلیغات آقای رئیس دولت برای لیست خود بود تا اذهان این ملت عوام را به سمت خود کشانده و زحمات ۱۶ ساله دولت سازندگی و اصلاحات را از خاطرها دور کند. اما واما و اما باز مردانگی خاتمی و هاشمی که انقدر بزرگوارانه به این کودک نوپای سیاسی ترحم می کنند و خوشی ها را به او هدیه می دهند. دیشب گفتگوی مستقیم آقای دکتر با مردم بود. اما چرا مجری برنامه نجف زاده؟! آیا او نمایندهء مردم بود یا نمایندهء دولت برای به به و چه چه کردن ادبیات چاله میدانیه (به اصطلاح خود مردمی!!!!)احمدی نژاد!! که او طوری بیان کند که همه قبل از او دنبال خیانت به مردم بودند و او به تنهایی آمدو همهء حق مردم را گرفت!!! آیا این دقدقه مردم ماست؟ یا جوانانی که هر روز از روی بیکاری و فقر به ناهنجار جدیدی رو می آورند؟ آمار خود فروشی را آقای دکتر می داند؟ نه فقط خود فروشی زنان، خود فروشی مردان را هم می داند؟ و اما باز انرژی هسته ای نوش جانمان!! امیدوارم که لقمه نانی باشد تا بخوریمو نمیریم!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 5:41 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|