بیسبب است كه بسیاری طاقت از كف میدهند و به گاه سخنان رئیس دولتی دلآشوبه میگیرند و زمین و زمان را نیز به باد نقد و اعتراض چرا كه درس صبوری در میدان سیاست آموختن دشوارترین كار ممكن بود اما این سالها دولت نهم به همراه یارانش بسترش را مهیا ساخت و هر بار این دولت كلاس درسی مهیا ساخت تا كسانی خیره به صفحه و صحنه سیاست نگاه كنند و سیره و سلوك صبوری مشق كنند.
چه آنجا كه دولتی <دیگری> را به زبان تند طعنه و كنایه مورد هجمه و هجوم قرار میداد و چه آنجا كه <خود> را با زبان ناله و گلایه مورد هجمه و هجوم نشان میداد.در نوع نخست، شكل هجمه و هجوم به دیگری اینگونه است كه تمام دگراندیشان به معنای كسانی كه متفاوت با رئیس دولت نهم و كابینهاش میاندیشند، در یك سو قرار میگیرند و با ضرباهنگی توقفناپذیر پای هر منبر و محفل رسمی و غیررسمی مورد شماتت و سرزنش قرار میگیرند با این ادله و استدلال كه <هرگز دلشان برای مردم و كشور نمیسوزد و جملگی آب به آسیاب دشمن میریزند و دستی هم در جیب بیتالمال دارند و در تمام سالهای مسوولیتشان هیچ كاری نكردهاند جز پذیرش ذلت و خواری و آوردن بیكاری و نداری برای مردم ایران> و هیچكس هم نمیداند كه این جماعت چگونه در تمام این سالها از مجلس و ملتی برای این همه ویرانگری رای اعتماد گرفتهاند.
و در مدل دوم، تمام عناصر و افراد كه براساس آدرس ناشناسی كه رئیس دولت و هوادارانشان از آنها میدهند یك تنه كمر همت برای هجمه و هجوم به این دولت بستهاند و بیآنكه كسی بداند اینان چه كسانی هستند، به گفته اعضای دولت نهم پای هر منبر و محفل رسمی و غیررسمیای مینشینند و نمیگذارند این دولت كارش را بكند و مدام رئیسجمهور را تحت فشار قرار میدهند و دست از سر كابینه برنمیدارند و جوسازی میكنند و جنگ روانی به راه انداختهاند و میخواهند دولت را از خدمترسانی به ملتی كه بار سنگین گرانی و معیشت ناهموار را به دوش میكشد، محروم كنند.در نوع نخست، نكته ناشفافی وجود ندارد و تقریبا روشن است كه چرا دولت نهم و رئیس آن، تمامی روسای دولتهای پیشین و كابینههای سابق و اسبق را هر بار مورد عتاب و خطاب قرار میدهند و با ادبیات اغراق آمیز همواره آنها را متهم به كمكاری و سهلانگاری و اصلا گاهی بیباری و بیعاری میكنند. غالبا سیاستمداران با اخلاقیترین شعارها هم گاهی چنین میكنند و تمام موفقیتهای یك كشور كه بیتردید حاصل یك كار درازمدت است را گاهی غیرمنصفانه به نام خود سند میزنند و این تنها مختص دولت احمدینژاد و رئیسجمهور ایران نیست.
چهبسا جذابیتهای تبلیغاتی در سراسر دنیا گاهی میدان قدرت را چنان تحتالشعاع قرار میدهد كه كارهای بزرگ تنها به نام مسوولان وقت كشورها ثبت میشود و از این روی نمیتوان همسویی ناگزیر با موجهای دلچسب تبلیغاتی را نادیده انگاشت و تنها به رئیسجمهور ایران خرده گرفت كه چگونه ممكن است دستیابی به موفقیتهای بزرگ علمی گاهی تنها در همان ماههای اول ریاستجمهوری ایشان به نام كابینه دولت نهم عنوان شود و انتظار داشت كه افكار عمومی بپذیرد این موفقیت هیچ ریشه دیرینهای ندارد و ناگهانی حاصل شده است.
اما در ماجرای دوم یعنی آنجا كه دولت به جای هجمه و حمله كلامی به دیگران خود را در معرض هجمه و حمله نشان میدهد یك نكته قابل تامل نهفته است. رئیسجمهور و اعضای كابینه در حالت دوم هرگز با نام و نشانهای واضح كه برای افكار عمومی قابل لمس باشد سخن نمیگویند اما از ادبیاتی كه از قضا برای ملت ایران بسیار آشنا و قابل درك است بهره میبرند. برای شفاف شدن بیشتر این نكته به همین آخرین بخش از سخنان احمدینژاد در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی باید نگاه كرد كه وقتی بنا به دعوت تمام گروه های سیاسی اعم از موافقان و منتقدان این دولت، میلیونها نفر به راهپیمایی میآیند او چگونه و با چه انگیزهای از شیوه دوم بهره میگیرد، یعنی در كنار شیوه نخست كه معمولا مرسوم فضای تبلیغاتی است شیوه دوم تنها به دلیل شناختن روحیه <مظلوم دوستی> ملت ایران به خدمت گرفته میشود؛ با بیان یك جمله بسیار قوی و كلیدی كه نقطه عطف بهكارگیری این شیوه و برانگیختن احساسات ساده مردم است آنگاه كه كسی چشم در چشم میلیونها آدم دست به سوی آسمان بالا میبرد تا بگوید آی ملت! كمر به قتل دولتی كه با نذر و نیاز شما مردم روی كار آمده است بستهاند.
این جمله با پسوندهای كلامی دیگری چون عدهای پول و رسانه دارند و نمیگذارند دولت كار كند، اگر سفرهای خارجی برویم میگویند چرا تند صحبت كردی، اگر نرویم، میگویند چرا ایران منزوی شده است، اگر به شهرستانها سفر كنیم میگویند چرا با مردم عادی صحبت میكنید، اگر نرویم میگویند كار نمیكنید، اگر بیمارستان و راه بسازیم، میگویند چرا اینكار را كردهاید... همراه شده است.این شیوه كه دولتی خود را تحت فشار گروهی نامعلوم قرار دهد و در پس آن همدردی و دلسوزی ملتی را برای همراهی با <دولت مظلوم> برانگیزد چنان به كار آمده كه گاهی رعایت نكات ساده و معمولی از سوی مجریان این مدل سیاستورزی از قلم میافتد. به عنوان مثال در همین سخنان قطعا یك توجه ساده را میطلبید تا در متن سخنان آقای رئیسجمهور حداقل این نكته كه <ما بیمارستان میسازیم، عدهای میگویند چرا میسازید>، حذف میشد تا حداقل افكار عمومی راحتتر بتواند آههای برآمده از نهاد ریاستجمهوری را باور كند كه قطعا با رعایت این ظرافتهای معمول، مقصود حاصل میشود و ملت تا ابد هوادار دولتی است كه ثابت كند چه كسانی <كمر همت به قتل این دولت بسته بودند.> اما نیاید روزی كه واژهها به واسطه تكرار در موارد غیرضروری چنان اعتمادی از ملت سلب كنند كه دیگر داد واقعیمان برای <قتل> واقعی را هم كسی جدی نگیرد و تنها در گوشهای صبوری را برای شنیدن این شیوه سخنوری مشق كنند.