![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
به نظر من اتفاق جدیدی نیفتاده. به زنان یک «دال» اضافه شده؛ شده زندان! و از قضا همین تغییر «دال» بر این است که اتفاق مهمی نیفتاده. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
به نقل از سایت ایشون ... http://shirzad.ir/2007/02/post_70.html شايد برای نخستين بار آقای احمدی نژاد صحبتی کرده است که در يک چارچوب "ارزيابی هزينه - فايده" قابل بحث است. او می گويد: "ما اگر ده سال بقيه کارها را تعطيل کنيم و به صورت متمرکز بر روی انرژی هسته ای کار کنيم می توانيم 50 سال جلو برويم و اين کار می ارزد." (کليه روزنامه های 3/12/85 ) هر چند ايشان در ادامه اين صحبت در جمع مردم سياهکل گيلان نکاتی را در باره "نقش انرژی هسته ای در عزت کشور" نيز مطرح کرده اند، اما نکته مهم اين است که آقای رئيس جمهور شايد برای اولين بار مدعی شده اند که اين فناوری حتی به قيمت تعطيل شدن بقيه کارهای کشور "برای ما می ارزد". اين سخن بسيار مهمی است که به سادگی نمی توان گذشت. حتما آقای احمدی نژاد مدعی هستند که اين گفته نيز همانند گفته های قبلی ايشان در مواردی مثل موضوع هولوکاست پس از مشورت با مشاوران و بررسی های زياد اظهار شده است و عصاره کارشناسی افراد خبره ای است که با ايشان همکاری می کنند. علاوه بر اين حتما ايشان به منابع بسيار مطمئن تر اطلاعات و گزارشهای بسيار دقيق تر دسترسی دارند و بر مبنای آن قضاوت می کنند که چه چيزی برای مردم ايران می ارزد و چه چيزی نمی ارزد. من بسيار خوشحال هستم که بالاخره يک بار هم که شده مسؤلی در حد ايشان در باره مسئله هسته ای ايران از زاويه بسيار بسته سياسی خارج شده و به صراحت در مورد ارزش يا عدم ارزش اين فناوری برای مردم ايران، آن هم با اين قاطعيت و اطمينان سخن می گويد. طرح موضوع از چنين زاويه ای می تواند فتح باب بسيار با ارزشی باشد که به طور قطع در تصميم گيری و قضاوت آحاد مردم ايران تاثير گذار است. به اين لحاظ من احمد شيرزاد، به عنوان يک مخلص کوچک مردم ايران، به عنوان يک شهروند ساده که در اين کشور حق دارم بدانم چه چيزی برای ما مردم ايران می ارزد، و به عنوان يک دانشگاهی معمولی که ياد گرفته در قضاوتهای علمی با سبک و سنگين کردن استلالها نتيجه گيری کند، از رئيس جمهور محترم دعوت می کنم که در يک مناظره آزاد تلويزيونی دلايل سنجيده خود را در ارزشيابی ميزان مفيد بودن انرژی هسته ای در حدی که ارزش داشته باشد که تا ده سال همه چيز را به خاطر آن تعطيل کنيم عرضه کنند و به اين شهروند ايرانی نيز اجازه دهند آنچه در ترديد نسبت به اين ادعای بزرگ به ذهنش می رسد و از واقعيتهای موجود نتيجه می گيرد را مطرح کند. شايد با جوابگويی به اين ايرادها و ترديدها ما هم بتوانيم با همان قاطعيتی که آقای رئيس جمهور در هر کوی و برزن از واجب بودن انرژی هسته ای برای منافع مردم ايران صحبت می کنند حرف بزنيم و به کمک ايشان بياييم. از آنجا که فاقد هر نوع وسيله اطلاع رسانی به جز همين وبلاگ ساده هستم، از تمام همکاران وبلاگ نويس و رسانه هايی که امکان اطلاع رسانی دارند درخواست می کنم اين آمادگی را به اطلاع مردم ايران برسانند. اگر فريب خورده بيگانگان هستم، اگر به زعم بعضی ها دلم برای منافع آنها می تپد، اگر هر عيب و ايراد ديگر سياسی را به بنده وارد می دانند، اما دلايلی دارم که بنا بر آنها اين فناوری هسته ای که امروز محل مناقشه است (منظور همين فناوری صلح آميز هسته ای است که عمدتا بر بحث توليد سوخت هسته ای متمرکز شده است) برای مردم ايران حاوی آنچنان منافعی که مدعی اند نيست و برعکس به قيمتی بسيار کلان ما را به نتيجه ای بسيار اندک می رساند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
مخالفت با تحزب از سوي رئيسجمهور، وزير ارشاد، وزير كار، وزير علوم و به نوعي تمامي حاميان دولت مهر تاييد بر سخنان منتقدين آنان است كه در روزهاي پس از انتخاب احمدينژاد بهعنوان رئيسجمهور ايران مطرح كردند. آنان ميگفتند كه احمدينژاد يكي، دو روز مانده به انتخابات رياستجمهوري توانسته بود به صورت سازماندهي يكشبه رايهاي خود را بهدست آورد... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
طلایی و آباد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
مقام هاي دانشگاه تربيت مدرس در پي زمينه سازي هاي گذشته، گام جديدي براي اخراج به گزارش سايت امروز اعضاي گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربيت مدرس پس از هماهنگي ها و زمينه سازي هاي لازم در نامه اي به دکتر اکبريان رئيس دانشکده علوم انساني اعلام کرده اند که "ادامه همکاري اين گروه با آفاي دکتر محسن کديور در چارچوب فعاليتهاي گروه فلسفه و حکمت مقدور نيست. آنها در اين نامه که اواخر بهمن ماه نوشته شده است تاکيد کرده اند "پس از مدتها بحث و گفت و گو و مشاوره، از آنجا که شرط تداوم روند آموزشي و پژوهشي گروه، وجود محيطي آرام و خالي از تنش در گروه است، به اتفاق آراء به اين نتيجه رسيده ايم". اين در شرايطي است که پيش از اين در اقدامي ديگر امکان تدريس دکتر کديور در گروه سياسي دانشگاه تربيت مدرس سلب است و حق وي براي عضويت در گروه هاي مذکور سلب گرديده بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
این بخشی از سخنرانی دیروز رئیس جمهور در سازمان عقیدتی سیاسی ناجاست: ""اين قطاري است كه در حال حركت است و ترمز و دندهعقب ندارد. چون ما در سال گذشته ترمز و دندهعقب آن را كنده و دور انداخته ايم."" آقاي رئيسجمهور، آيا يادتان است كه فرموده بوديد يك معلم هستيد و در مصاحبه سالانه خود ابرام داشتيد خود نخبه هستيد و با نخبگان هم آمد و شد داريد!آيا من درست شنيده بودم كه رئيسكشورم از بستر نخبگي برخاسته و به زبان اهل علم و ادب و دانش زبان ميچرخاند و از مفاهيم بهره ميبرد يا خير؟ آيا شما ميدانيد رئيسجمهور چه كشوري هستيد؟ بر كدام كرسي تكيه دادهايد و بر سفره چه ميراث دارايياي نشستهايد؟ اين مردهريگي است كه روزگاري كوروش كبير و داريوش بر آن فرمان راندهاند. سرزميني كه مرزهايش سغد و كاشغر و خوارزم و فرغانه در شرق و سارد و ليديه و كاپادوكيه و تراكيه و آتن و اسپارت در غرب، ولايات عربي شبهجزيره در جنوب و سرزمينهاي ماوراء قفقاز تا دشت سكاثيه در شمال آن گسترده بوده است. سربازانش در شمال آفريقا در چاد و ليبي و مصر فرمان ميراندند. شاهانش در كانال سوئز سند اعتلاي ايران را در همه تاريخ ثبت كردهاند، ديگر پادشاهش منجي ملل و فرزند آسمان ناميده شده و اعلاميه جهاني حقوق بشر را نگارش كرده است، قرنها پيش از ميلاد مسيح! امارت بر سرزمين باشكوهي كه طاهريان و سامانيان و صفاريان و... صفويان اعتلابخش شكوهش بودند. سرزميني كه روزي تاورنيه فرانسوي نوشته بود شهرهاي جهان به سه قسماند. لندن، پاريس و اصفهان، و گيرشمن كه عمري 30 ساله در كاوشهاي ايران سپري نموده بود، گفته بود همچون ققنوس ميماند سرزمين ايران. فرو ميافتد و همچون سرو برميخيزد! ملتي با سابقهاي درخشان كه حتي دشمنانش در تنافر جملاتي كه بر ضد حقوقش بر زبان ميآورند تكرار ميكنند، ايران سرزميني مهم و باشكوه است و با تاريخي تحسينبرانگيز. ملتي كه مشروطه، نهضت ملي و انقلاب اسلامي را در كارنامه دارد؛ تحولاتي كه در جهان پيرامون استثنايي به نظر ميرسد. پس از انقلاب اسلامي نيز نخبگاني بر اين مسند تكيه زدهاند. از مقام رهبري كه سجع مينويسد و ميگويد تا هاشمي كه ميخواست به مثابه اميركبير ظاهر شود و خاتمي كه حسن خلقش شهره آفاق بود، حكمتش و سلوكش آرامبخش بلايا و واضع نظريهاي بود كه همچنان احترام جهانيان را دارد. برادر ارجمند، آيا تا به حال شاهنامه خواندهايد؟ آيا ميدانيد كه حكيم سخن فردوسي حتي در معرفي دشمنان ايران با كرامت و بزرگي در باب آنها سخن رانده است! آيا سرزميني كه شهرتش را مديون كتاب، شعر، خط، فلسفه و آيينش است، حق ندارد از شما انتظار داشته باشد كه نماينده فخر و شكوه و حكمت و دانايي باشيد؟ چرا به زباني سخن ميرانيد كه موجب خجالت آدمي ميشود؟ شما چه اصراري داريد كه از منصب خود فرو آمده و به زبان محاوره و در سطحي غير شأن خود سخن برانيد؟ چرا ميخواهيد از امثال چاوز الگو بگيريد؟ مگر نميتوان به وادسلاو هاول رئيسجمهور پيشين چك يا نلسون ماندلا رئيسجمهور پيشين آفريقايجنوبي و... تمسك جست؟ هنوز دير نشده است، اگر ترمز و دندهعقب قطار را كاملا دور نينداختهايد، تامل نماييد. ترمز قطار براي به سلامت رسيدن مقصد است. ممكن است در ادامه ريلي خراب شود و ناچار شويم مسافرانمان را با دندهعقب به ريلي امنتر منتقل نماييم. ايران كشور زلزله و سيل و بلاياي طبيعي است! شما رئيس ما هستيد. بايد به شما اطمينان كنيم. بگذاريد ديگران از الگوي كيهانيان كه تصميم به كندن فرمان گرفته بودند، تبعيت نمايند. شما مستظهر به آراي مردم بزرگ ايران هستيد، در حد نام و شكوه اين ملت سخن برانيد و رياست كنيد. اين امر برايتان شايستهتر است.!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|