تبليغاتX
بایکوت
نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ...

به نظر من اتفاق جدیدی نیفتاده. به زنان یک «دال» اضافه شده؛ شده زندان! و از قضا همین تغییر «دال» بر این است که اتفاق مهمی نیفتاده.

سوال: مگر زنان قبل از این کم در زندان بوده اند؟ زندان تعصب ها، تحقیرها، فرهنگ مردسالار، قوانین ناعادلانه، اوووه؛ این همه زندان، حالا چهار تا میله عمودی هم به آن اضافه کنید. چیزی عوض نمی شود که!

زنان قبلا هم در زندان بودند، فوق فوقش حالا زندانشان شده دو تا.

پ.ن. جمله معترضه: به سراغ جنبش زنان که می روی، دستبند را فراموش نکن!!

 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 

به نقل از سایت ایشون ...

http://shirzad.ir/2007/02/post_70.html

شايد برای نخستين بار آقای احمدی نژاد صحبتی کرده است که در يک چارچوب "ارزيابی هزينه - فايده" قابل بحث است. او می گويد: "ما اگر ده سال بقيه کارها را تعطيل کنيم و به صورت متمرکز بر روی انرژی هسته ای کار کنيم می توانيم 50 سال جلو برويم و اين کار می ارزد." (کليه روزنامه های 3/12/85 ) هر چند ايشان در ادامه اين صحبت در جمع مردم سياهکل گيلان نکاتی را در باره "نقش انرژی هسته ای در عزت کشور" نيز مطرح کرده اند، اما نکته مهم اين است که آقای رئيس جمهور شايد برای اولين بار مدعی شده اند که اين فناوری حتی به قيمت تعطيل شدن بقيه کارهای کشور "برای ما می ارزد".

اين سخن بسيار مهمی است که به سادگی نمی توان گذشت. حتما آقای احمدی نژاد مدعی هستند که اين گفته نيز همانند گفته های قبلی ايشان در مواردی مثل موضوع هولوکاست پس از مشورت با مشاوران و بررسی های زياد اظهار شده است و عصاره کارشناسی افراد خبره ای است که با ايشان همکاری می کنند. علاوه بر اين حتما ايشان به منابع بسيار مطمئن تر اطلاعات و گزارشهای بسيار دقيق تر دسترسی دارند و بر مبنای آن قضاوت می کنند که چه چيزی برای مردم ايران می ارزد و چه چيزی نمی ارزد.

من بسيار خوشحال هستم که بالاخره يک بار هم که شده مسؤلی در حد ايشان در باره مسئله هسته ای ايران از زاويه بسيار بسته سياسی خارج شده و به صراحت در مورد ارزش يا عدم ارزش اين فناوری برای مردم ايران، آن هم با اين قاطعيت و اطمينان سخن می گويد. طرح موضوع از چنين زاويه ای می تواند فتح باب بسيار با ارزشی باشد که به طور قطع در تصميم گيری و قضاوت آحاد مردم ايران تاثير گذار است.

به اين لحاظ من احمد شيرزاد، به عنوان يک مخلص کوچک مردم ايران، به عنوان يک شهروند ساده که در اين کشور حق دارم بدانم چه چيزی برای ما مردم ايران می ارزد، و به عنوان يک دانشگاهی معمولی که ياد گرفته در قضاوتهای علمی با سبک و سنگين کردن استلالها نتيجه گيری کند، از رئيس جمهور محترم دعوت می کنم که در يک مناظره آزاد تلويزيونی دلايل سنجيده خود را در ارزشيابی ميزان مفيد بودن انرژی هسته ای در حدی که ارزش داشته باشد که تا ده سال همه چيز را به خاطر آن تعطيل کنيم عرضه کنند و به اين شهروند ايرانی نيز اجازه دهند آنچه در ترديد نسبت به اين ادعای بزرگ به ذهنش می رسد و از واقعيتهای موجود نتيجه می گيرد را مطرح کند. شايد با جوابگويی به اين ايرادها و ترديدها ما هم بتوانيم با همان قاطعيتی که آقای رئيس جمهور در هر کوی و برزن از واجب بودن انرژی هسته ای برای منافع مردم ايران صحبت می کنند حرف بزنيم و به کمک ايشان بياييم.

از آنجا که فاقد هر نوع وسيله اطلاع رسانی به جز همين وبلاگ ساده هستم، از تمام همکاران وبلاگ نويس و رسانه هايی که امکان اطلاع رسانی دارند درخواست می کنم اين آمادگی را به اطلاع مردم ايران برسانند. اگر فريب خورده بيگانگان هستم، اگر به زعم بعضی ها دلم برای منافع آنها می تپد، اگر هر عيب و ايراد ديگر سياسی را به بنده وارد می دانند، اما دلايلی دارم که بنا بر آنها اين فناوری هسته ای که امروز محل مناقشه است (منظور همين فناوری صلح آميز هسته ای است که عمدتا بر بحث توليد سوخت هسته ای متمرکز شده است) برای مردم ايران حاوی آنچنان منافعی که مدعی اند نيست و برعکس به قيمتی بسيار کلان ما را به نتيجه ای بسيار اندک می رساند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 

 

مخالفت با تحزب از سوي رئيس‌جمهور، وزير ارشاد، وزير كار، وزير علوم و به نوعي تمامي حاميان دولت مهر تاييد بر سخنان منتقدين آنان است كه در روزهاي پس از انتخاب احمدي‌نژاد به‌عنوان رئيس‌جمهور ايران مطرح كردند. آنان مي‌گفتند كه احمدي‌نژاد يكي، دو روز مانده به انتخابات رياست‌جمهوري توانسته بود به صورت سازماندهي يك‌شبه راي‌هاي خود را به‌دست آورد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 
 

اینجا تهران است. پایتخت ایران زمین و اینان روزی ... !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 

 

طلایی و آباد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 
 

مقام هاي دانشگاه تربيت مدرس در پي زمينه سازي هاي گذشته، گام جديدي براي اخراج دکتر محسن کديور برداشتند.

به گزارش سايت امروز اعضاي گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربيت مدرس پس از هماهنگي ها و زمينه سازي هاي لازم در نامه اي به دکتر اکبريان رئيس دانشکده علوم انساني اعلام کرده اند که "ادامه همکاري اين گروه با آفاي دکتر محسن کديور در چارچوب فعاليتهاي گروه فلسفه و حکمت مقدور نيست.

آنها در اين نامه که اواخر بهمن ماه نوشته شده است تاکيد کرده اند "پس از مدتها بحث و گفت و گو و مشاوره، از آنجا که شرط تداوم روند آموزشي و پژوهشي گروه، وجود محيطي آرام و خالي از تنش در گروه است، به اتفاق آراء به اين نتيجه رسيده ايم".

اين در شرايطي است که پيش از اين در اقدامي ديگر امکان تدريس دکتر کديور در گروه سياسي دانشگاه تربيت مدرس سلب است و حق وي براي عضويت در گروه هاي مذکور سلب گرديده بود.
اين اقدام شائبه اين موضوع را دامن مي زند که با شروع ترم جديد بر شدت برخورد با اساتيد مستقل و دگرانديش و کنار گذاردن آنها از کادر علمي و رياست و عضو گروه هاي آموزشي افزوده شود و اين گروه از اساتيد از سال آينده تحصيلي عملا از دانشگاه اخراج شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 

این بخشی از سخنرانی دیروز رئیس جمهور در سازمان عقیدتی سیاسی ناجاست:

""اين قطاري است كه در حال حركت است و ترمز و دنده‌عقب ندارد. چون ما در سال گذشته ترمز و دنده‌عقب آن را كنده و دور انداخته ايم.""

آقاي رئيس‌جمهور، آيا يادتان است كه فرموده بوديد يك معلم هستيد و در مصاحبه سالانه خود ابرام داشتيد خود نخبه هستيد و با نخبگان هم آمد و شد داريد!‌آيا من درست شنيده بودم كه رئيس‌كشورم از بستر نخبگي برخاسته و به زبان اهل علم و ادب و دانش زبان مي‌چرخاند و از مفاهيم بهره مي‌برد يا خير؟
ترديد دارم. نه از صحت گفتارتان. كه حتما صادق هستيد و راستگو. اما اشكال در كجا است كه هرچه به نحوه تعاملتان، گفتارتان و سكنات شما دقت مي‌كنم، بيشتر در صحت و درستي اظهاراتتان ترديد مي‌كنم.

آيا شما مي‌دانيد رئيس‌جمهور چه كشوري هستيد؟ بر كدام كرسي تكيه داده‌ايد و بر سفره چه ميراث دارايي‌اي نشسته‌ايد؟ اين مرده‌ريگي است كه روزگاري كوروش كبير و داريوش بر آن فرمان رانده‌اند. سرزميني كه مرزهايش سغد و كاشغر و خوارزم و فرغانه در شرق و سارد و ليديه و كاپادوكيه و تراكيه و آتن و اسپارت در غرب، ولايات عربي شبه‌جزيره در جنوب و سرزمين‌هاي ماوراء قفقاز تا دشت سكاثيه در شمال آن گسترده بوده است. سربازانش در شمال آفريقا در چاد و ليبي و مصر فرمان مي‌راندند. شاهانش در كانال سوئز سند اعتلاي ايران را در همه تاريخ ثبت كرده‌اند، ديگر پادشاهش منجي ملل و فرزند آسمان ناميده شده و اعلاميه جهاني حقوق بشر را نگارش كرده است، قرن‌ها پيش از ميلاد مسيح!

امارت بر سرزمين باشكوهي كه طاهريان و سامانيان و صفاريان و... صفويان اعتلابخش شكوهش بودند. سرزميني كه روزي تاورنيه فرانسوي نوشته بود شهرهاي جهان به سه قسم‌اند. لندن، پاريس و اصفهان، و گيرشمن كه عمري 30 ساله در كاوش‌هاي ايران سپري نموده بود، گفته بود همچون ققنوس مي‌ماند سرزمين ايران. فرو مي‌افتد و همچون سرو برمي‌خيزد!

ملتي با سابقه‌اي درخشان كه حتي دشمنانش در تنافر جملاتي كه بر ضد حقوقش بر زبان مي‌آورند تكرار مي‌كنند، ايران سرزميني مهم و باشكوه است و با تاريخي تحسين‌برانگيز.

ملتي كه مشروطه، نهضت ملي و انقلاب اسلامي را در كارنامه دارد؛ تحولاتي كه در جهان پيرامون استثنايي به نظر مي‌رسد.

پس از انقلاب اسلامي نيز نخبگاني بر اين مسند تكيه زده‌اند. از مقام رهبري كه سجع مي‌نويسد و مي‌گويد تا هاشمي كه مي‌خواست به مثابه اميركبير ظاهر شود و خاتمي كه حسن خلقش شهره آفاق بود، حكمتش و سلوكش آرام‌بخش بلايا و واضع نظريه‌اي بود كه همچنان احترام جهانيان را دارد.

برادر ارجمند، آيا تا به حال شاهنامه خوانده‌ايد؟ آيا مي‌دانيد كه حكيم سخن فردوسي حتي در معرفي دشمنان ايران با كرامت و بزرگي در باب آنها سخن رانده است! آيا سرزميني كه شهرتش را مديون كتاب، شعر، خط، فلسفه و آيينش است، حق ندارد از شما انتظار داشته باشد كه نماينده فخر و شكوه و حكمت و دانايي باشيد؟ چرا به زباني سخن مي‌رانيد كه موجب خجالت آدمي مي‌شود؟ شما چه اصراري داريد كه از منصب خود فرو آمده و به زبان محاوره و در سطحي غير شأن خود سخن برانيد؟ چرا مي‌خواهيد از امثال چاوز الگو بگيريد؟ مگر نمي‌توان به وادسلاو هاول رئيس‌جمهور پيشين چك يا نلسون ماندلا رئيس‌جمهور پيشين آفريقاي‌جنوبي و... تمسك جست؟

هنوز دير نشده است، اگر ترمز و دنده‌عقب قطار را كاملا دور نينداخته‌ايد، تامل نماييد. ترمز قطار براي به سلامت رسيدن مقصد است. ممكن است در ادامه ريلي خراب شود و ناچار شويم مسافرانمان را با دنده‌عقب به ريلي امن‌تر منتقل نماييم. ايران كشور زلزله و سيل و بلاياي طبيعي است! شما رئيس ما هستيد. بايد به شما اطمينان كنيم.

بگذاريد ديگران از الگوي كيهانيان كه تصميم به كندن فرمان گرفته بودند، تبعيت نمايند. شما مستظهر به آراي مردم بزرگ ايران هستيد، در حد نام و شكوه اين ملت سخن برانيد و رياست كنيد. اين امر برايتان شايسته‌تر است.!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط وحید ایمانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
کلامی از نویسنده

وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران،


مطالب جدید
ضرب و شتم مادران صلح در تجمع حمایت از مردم غزه : صلح طلبان کیستند؟
دختر 7 ساله با ژیلت ختنه شد!!
ما همچنان عشق بالا رفتن از دیوار ...!
افشای 4 دروغ از 40000 دروغی که به دولت پاک احمدی نژاد نسبت دادند
مصاحبه با یک پسر تن فروش تهرانی
آيا بايد از احمدي‌نژاد عبور كنيم؟!!
عکسهایی از کشتار غیر نظامیان در غزه
عقب‌نشینی احمدی‌نژاد از انرژی هسته‌ای
این کافه دیگر «نادری» نیست
من اگر پدر هستم، پدر تمام احزاب هستم
امید به میرحسین برای پرهیز از خاتمی
گزارش كامل توديع كردان و معارفه محصولي
جهرمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد
خوشحالم كه فاطمی به دست من کشته نشد تا با عزت بمیرد
مارگزیده‌ها
نامه اعترافي کردان به رئيس‌جمهور
برج میلاد از کلنگ کرباسچی تا افتتاح قالیباف
یادداشتهای یک دختر ترشیده
سلام با طعم رمضان ...
گوسفند زنده یا دختر فاحشه!!!
عدالت با به باد دادن سرمایه مردم
مدرک کردان محرمانه است
افول احمدی نژاد
وبلاگ بابام
به نام احمد دادبین!
پهلوانی بی ادعا!
ب مثل بابا
خانم رجبی مسلمان باشید نه احمدی نژادی!!
هجده تیر
وقتی "سلام" خداحافظی کرد
آرشیو مطالب جدید
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آرشیو موضوعی
سیاسی
اعتقادي
فرهنگي
دانشجويي
خاطرات
اجتماعی
نویسندگان
وحید ایمانی
وحید ایمانی
ارتباطات
اکبر هاشمی رفسنجانی
سید محمد خاتمی
مجمع نمایندگان ادوار مجلس دانش آموزی
مجلس دانش آموزی
اصغر ایمانی(وبلاگ بابام)
فرید مدرسی
نیک آهنگ کوثر
محمدجواد روح
حسن سربخشیان
علی جورابچی
روزنامه کیهان
محمد علی ابطهی
مسعود دهنمکی
احمد شیرزاد
عماد افروغ
وحید شکارچی
روشن نوروزی
مسعود بهنود
عباس عبدی
روزبه علمداری(چسب خاتمی!)
بنیاد باران
ساناز راستگو
سارا مریدی
حجت الاسلام شهاب مرادی
دکتر علی شریعتی
استاد مرتضی مطهری
محمود احمدی نژاد
مسعود میرزایی
سعید نور محمدی
روزنامه کارگزاران
امین تقی خانی
محسن کدیور
احسان شریعتی
سعید ابوطالب
آلپر
حمزه غالبی
عمادالدین باقی
فاطمه رجبی
مرتضی حسنی
مرتضی طلائی
آمنه اسماعیل زاده
معصومه ابتکار
سید عیسی هاشمی
مریم طهماسبی
سهیلا جلودارزاده
روزنامه اعتماد
محمد علی ابطحی
فخرالسادات محتشمی پور
بزرگمهر حسین پور
سید شهاب الدین طباطبایی
چلچراغ
بهاره رهنما
کریم ارغنده پور
محمد رضا یزدان پناه
اکبرمنتجبی
شیما نوروزی
جعفر تکبیری
لیلا جوشقانی
شهلا جوشقانی
حامد طالبی
عاشقان ایران
گل آقا
مجید اخشابی
محمدباقر قالیباف
محسن رضایی
عبدالکریم سروش
الف
هفته نامه شهروند امروز
هیئت عشاق الحسین
دکتر احمد فردید
امید محدث
کامران نجف زاده
شادی شفیعی
نیما دهقان
مرجان حسینی
هاجر تقی زاده
فاطمه نیرسی
ابوذر آذران
روزنوشتهای میلاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

وحیدایمانی





Powered by WebGozar