![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
حاج احمد احمدى نژاد پدر محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى ايران سحرگاه ديروز پيام تسليت مقام معظم رهبرى به رئيس جمهور |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 8:21 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
هشتمين مجمع عمومي وكنگره سراسري حزب موتلفه اسلامي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
آدم عجیبی بود
هیچ کس چیزی ازش نمی دونست کمتر حرف میزد کسی مناجاتش را نمیدید فقط گاه ردپای عبادتش در چشمهای سرخ و نمناکش نمایان می شد . چنان آرام و با صلابت بود گویی در زیر خمپاره های دشمن نیست. گویی با واژه ای به اسم مرگ نا آشنا بود . دوست داشتم بیشتر باهاش اشنا بشم با شخصیت عجیب اما نافذش . به همین بهانه عکس دخترمو از جیب لباسم در آوردمو گفتم ببین حاج حسین عکس دخترم فاطمه است ماههاست که ندیدمش حتما الان برای خودش خانمی شده نگاه کرد و بدون هیچ احساسی گفت خدا حفظش کنه تبسمی زدمو گفتم نه هنوز پدر نشدی که بفهمی چه حالی داره اینجا باشی و یکی یدونه ات چشم به راهت باشه! .... شب عملیات فرارسید من و حاج حسین دوشادوش هم می جنگیدیم ولی نیروهای دشمن تا مرزهای اصلی در خاک ما پیشروی کرده بودند نیروهای زیادی از ما شهید شدند دستور عقب نشینی صادر شد که ناگهان صدای یا زهرای حاج حسین توجهم را بهش جلب کرد. حاج حسین از ناحیه سمت راست سینه مجروح شده بود خون زیادی ازش میرفت زیر بازوهاشو گرفتم خواستم بلندش کنم که گفت شماها برید دشمن نزدیکه اگه بمونی همتون اسیر میشیند گفتم نه با هم اومدیم یا با هم میریم یا با هم می مونیم چندین بار گفت برو ولی وقتی دید قبول نمی کنم گفت دخترت منتظرته به خاطر اون برو وقتی اینو گفت چهره پاک و معصوم فاطمه به یادم اومد که چشم به راهمه باز هم اصرار کرد. دشمن هر لحظه نزدیکتر میشد با توجه به خون شدیدی هم که از حاج حسین می رفت بعید می تونست نجات پیدا کنه مجبور شدم ترکش کنم با سرعت می دویدم . برای آخرین بار برگشتم تا حاج حسین رو ببینم با دستهای خونینش باهام خداحافظی کرد. چند ماه بعد به خونه رفتم فاطمه می تونست حرف بزنه و منو بابا صدا کنه خیلی لذت بخش بود . صدای زنگ خونه اومد به سمت در رفتم خانمی پشت در بود سلام کرد و مضطربانه گفت شنیدم شما همرزم همسر من حاج حسین بودید .ازش خبری دارید ؟ حالش خوبه؟ خدای من یعنی حاج حسین زن داشته و چیزی نگفت نمی دونستم چی باید بگم یه لحظه شوکه شدم که دختر کوچولویی کمی بزرگتر از فاطمه من از پشت چادر مادرش اومد و با خجالت و شرم گفت شما دوست بابا حسین من هستین؟ یا زهرا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
در سایت فردا نیوز گشتی میزدم که خبری با عنوان: «احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم» به چشمم خورد. خانم فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام رئيس دفتر رئيس جمهور کتابی با عنوان احمدی نژاد معجزه هزاره سوم نوشته که تا چند وقته دیگه وارد بازار میشه. پس از تاملی که روی این مطلب وتیتر فوق داشتم به این نتیجه رسیدم که اگه رئیس جمهور حال بعنوان معجزه هزاره سوم باشه!!!! پس برای خاتمی جه لقبی می توان گذاشت؟! معجزه تاریخ. اما من اگر جای خانم رجبی بودم سعی میکردم این کتاب را با اسم خودم به چاپ نرسونم. چون این کتاب خواننده ها را یاد یه ضرب المثل میندازه که میگن به روباهه میگن شاهت کیه؟ میگه دمم!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
بعد از اضهارات عجيب و غريب آقاي شمقدري، مشاور فرهنگي آقاي احمدي نژاد درباره مسائلي همچون ورود بانوان به ورزشگاهها و مسئله حجاب و ...، يكي از خبرنگاران بعد از اين اظهارات از آقاي شمقدري پرسيد كه دولت خاتمي هم بعضي از حرفهاي امروز شما را حتي با شدتي بسيار كمتر مطرح ميكرد، اما چطور است كه آنروز شماها آن حرفها را محكوم ميكرديد اما امروز با شدتي بسيار بيشتر از طرف دولت احمدي نژاد آنها رو مطرح ميكنيد؟ در راستاي اينكه آقاي شمقدري در جواب اين خبرنگار در كمال (احتمالا!) پررويي و يا (شايد هم!) وقاحت، حرف دل دولت نهم رو به زبان آورد و گفت: خاتمي با احمدي نژاد فرق داره! خاتمي حق نداشت كه آن حرفها رو بزنه، اما احمدي نژاد حق داره! من هم نا خودآگاه ياد جمله معرف اهالي برره، در پاسخ به سوالات كيانوش( كه از خودشان عاقلتر بود) افتادم به اين مضمون كه: ايييييي فرق فوكوله! اين جمله الان شده مصداق حال دولت كريمه !!!نهم. وقتي ميگي چرا خاتمي حق نداشت بگه زنان حق ورود به ورزشگاهها رو دارند، اما الان آقاي احمدي نژاد اين حرف رو ميزنه؛ ميشنوي: اييييييييي فرق فوكوله! وقتي ميگي به خدا كرباسچي هم كه شهردار بود، فقط از بودجه هاي جاهاي ديگه ميزد و با عيدي دادن به كارمندها و ... باعث سريعتر شدن پروژه هاي عمراني ميشد، اما به جرم اختلاس محاكمه شد، حال آنكه وقتي احمدي نژاد شهردار بود از بودجه هاي عمراني و ... ميزد و فقط وام ازدواج و بن كتاب و ... ميداد براي تبليغات انتخاباتي! تازه، كرباسچي بنده خدا وقتي رفت، برا شهردار بعدي كسري بودجه ميلياردي باقي نگذاشت، اما آقاي قاليباف با كسري بودجه ميلياردي مواجه شده! حالا چرا اون يكي محاكمه ميشه و اين يكي رئيس جمهور!!!؛ فقط ميشنوي: اييييييييييي فرق فوكوله! وقتي ميگي كه دولت احمدي نژاد كه مدام دم از فاميل بازي تو دولتهاي قبلي ميزد ، حالا هنوز يكسال نگذشته چي شد كه خواهر و باجناق رئيس جمهور، همسر و فرزند و ... بعضي از وزرا و مسئولين دولت فعلي حضور فعالي در پستهاي دولتي پيدا كردند؛ تنها يه جواب ميشنوي: ايييييييييي فرق فوكوله! وقتي ميگي چرا اگه خاتمي اسم گفت و گو با آمريكا رو هم مياورد، تازه اونم تو شرايطي كه از نظر روابط بين الملل، ايران در بهترين وضعيت بود، همه كفن ميپوشيديد و ميريختيد تو خيابونها و به امام زمان تسليت ميگفتيد!!! اما حالا احمدي نژاد براي رئيس جمهور آمريكا نامه مينويسه( حالا به هر عنوان)آب هم از آب تكون نميخوره؛ جواب ميدن: اييييييييي فرق فوكوله! وقتي ميبيني كه آقاي احمدي نژاد توي همون نامه، همه جهانيان( و خصوصا جرج بوش) رو به راستگويي دعوت ميكنه و از دروغ نفي ميكنه، اما تو روز روشن، توي كنفرانس مطبوعاتي، هم مصوبه خودش توي شوراي عالي انقلاب فرهنگي رو نفي ميكنه، هم از حضور افراد فاميل در دولت اظهار بي اطلاعي ميكنه( خدا رو شكر اين رو تكذيب نكرد اونموقع!) و هم مهمترين شعار خودش در طول انتخابات، كه از عوامل اصلي راي آوردنش بود، يعني آوردن نفت سر سفره مردم( يعني همون پولش) رو تكذيب ميكنه، يا وقتي ميبيني كه در محضر كساني مثل آيت الله جوادي آملي و حتي در محضر عارف كامل، آيت الله بهجت چگونه از عنايات ويژه آقا امام زمان( به دروغ) در سفر نيويورك ياد ميكنه، به طوري كه آيت الله بهجت از ناراحتي مجلس رو در وسط صحبتهاش ترك ميكنند، بعد تو فيلم اين اظهارات رو هم ميبيني اما ميبيني كه همه محتويات اون فيلم رو هم به راحتي تكذيب ميكنه و ميگه اصلا درباره اين مسائل صحبت نكرديم! و ... بعدش ميپرسي كه آقا! مگه دروغگويي بد نبود؟!!؛ در جواب ميشنوي كه: ايييييييي فرق فوكوله! يا وقتي ميگي كه... آقا جون خوب ايييييي فرق فوكوله!!!! حالا تو هي نوفهمي!! ( راستي! حالا داريم ميفهميم كه چرا پخش سريال برره قطع شد!) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
چند وقته حال و حوصله اینترنت و شبکه و غریبستان و آپ کردن ندارم. نمی دونم از خستگی یا گرفتاری. البته اینم بگم که دو هفته بود شدیدا درگیره امتحانای میان ترم بود. شکر خدا همشونو خوب دادم! یه مقدار مطلب آماده کردم که هر وقت حوصله داشتم مینویسم. عارف نوشته بود : نکنه بریدی؟ خسته شدی؟ واقعا یه چیزاییو پی برده بود. همین قدر بگم که از همه چی کلافه ام. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
نامه زیر درد نامه ایست که هر کس قدرت درک و تحلیل ان را ندارد. باید زخم خورده باشی تا درک کنی! زخم از خودی نه از بیگانه ! زخم از کسی که با او وامثالهم پیمان بسته ای تا آخر با هم باشید ودست در دست هم. ودر آخر برای حفظ بعضی از موقعیتها حق محرض تو به باطلی تغییر نا پذیر تبدیل شود! بخوانید: به نام خداوندی که حق نزد او جایگاهی والا دارد
ریاست جمهور جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام ....
بیش از 140 روز از فاجعه اسفناک و غم انگیز سقوط هواپیمای نظامی c-130 ارتش جمهوری اسلامی می گذرد.
از میانه آذر 84 که داغ بزرگی بر دلمان نشست تا امروز ما خانواده های شهدای فاجعه سقوط سی 130 شاهد فراز و نشیب بسیار بوده ایم.
از فرافکنی های دستگاه قضایی تا قولهای مکرر پیگیری و سخنانی که تنها بار خبری برای روزنامه ها داشت و وعده جدیت در پیگیری.
با گذشت ماه ها از سقوط هواپیمای C-130 ارتش در 15 آذر ماه سال گذشته و کشته شدن 94 سرنشين هواپيما که 68 نفر آنها از جامعه مطبوعاتي و رسانه هاي كشور بودند، خلبان هواپیما عامل اصلی سقوط این هواپیما شناخته شد. در این مدت خانواده کشته شدگان، چندین بار با ارسال نامه و یا حضوراً با مسئولان خواستار مشخص شدن عاملان این حادثه شده اند.
اما امروز و در میانه اردیبهشت و در زمانی که ما نوروزی را بدون حضور عزیزانمان برگزار نموده ایم و با غمشان تنها روزگار گذارنده ایم، شاهدیم که بار دیگر دستهایی در کار است که با جمع کردن پرونده این فاجعه بدون یافتن مقصر اصلی، به تبرئه مجرمین و متهمین حقیقی این فاجعه بپردازد.
اقای احمدی نژاد!
سخنان مادر شهید گوهری یادتان هست ؟
مادر شهید گوهری می گفت که بابک شهیدش یکی از متخصصین طراز اول فنی هواپیماهای سی130 بود. اما امروز شاهدیم که مقصر این فاجعه را همین شهید سعید میدانند.
دراظهار نظر برخی مسئولان، خلبان مقصر بوده به دلیل انحراف از باند! انصافا این سخن را برای خلبانهای هوانیروز نقل کنید. مطمئن باشید نظر دیگری را برای شما نقل خواهند کرد.
آقای احمدی نژاد!
1:30 ثانیه شهید گوهری فریاد میزند و با برج صحبت میکند. اما دریغ یک جواب. چرا؟
در نامه ای که به آقای حداد عادل نوشته بودم بر این نکته تاکید داشتم که باید روند پیگیری پرونده شفاف و در محیطی فرا جناحی صورت گیرد.
اولین کاری که می شد در این راه قدم گذاشت استیضاح اول شخص مسوول این حادثه بود که به دلیل ملاحظات سیاسی و جناحی صورت نگرفت و حالا ما شاهد هستیم که متهمان برج با قرار وثیقه از زندان خارج می شوند. وثیقه را هم که حضرات وزارت راه از جیب بیت المالی که شما قرار است حافظ و امین آن باشید، پرداخت کرده اند.
آقای احمدی نژاد!
در امانت خود امانتدار باشید. اما باز هم سوال ما از شما این است: چرا؟ چرا متهمان اصلی این پرونده به هیچ وجه مورد بازخواست قرار نمی گیرند؟
چرا کسانی که به شهید گوهری دستور دادند با وجود دستگاه رادار خراب و مسئله دار پرواز کند، محاکمه نمیشوند؟ چه کسی بابک گوهری را مجبور کرده دست به این پرواز مرگ بزند؟
چرا VOR خراب پرواز شماره 517 که خود شهید گوهری خلبان آن بوده و با آن پرواز هم به سختی فرود آمده است، جایگزین VOR پرواز شماره 519 ارتش می شود درحالی که هر دو VOR خراب بوده؟
چه کسی شهید بابک گوهری را متهم می کند به اینکه او نمی خواهد پرواز و خرابی هواپیما را بهانه ساخته است؟
چه کسی در را به روی مسافرین این پرواز می بندد ...
چرا با وجود تذکر شهید گوهری مبنی بر انحراف هواپیما از مسیر اصلی خود برج همچنان مهر سکوت بر لبان خود می زند؟
مسولین برج با چه کسی در تعامل! و صحبت بوده اند که صدای فریاد شهید گوهری را نمی شنوند؟
جناب اقای احمدی نژاد!
استیضاح وزیر دفاع و اطلاع رسانی صریح و شفاف از حقوق اولیای دم این پرونده است.
طبق فرموده امام مردم حق دارد همه چیز را بدانند ...
آیا در لفافه سخن گفتن و سر پوش گذاشتن روی این پرونده عدول از سخنان رهبر کبیر و عظیم الشان انقلاب نیست ؟
چرا این پرونده امنیت ملی شده است ؟
در این حادثه به طور مستقیم تقریبا 100 نفر بی سرپرست و داغدار شده اند و به طور غیر مستقیم صدها نفر ...
عمق فاجعه به حدی است که نه عقل توانای درک آن را دارد و نه جان تاب تحملش را ...
برای ما آنچه مهم است معرفی متهمان و برگذاری یک دادگاه علنی است تا بتوان ناگفته های خانواده های شهدا را شنید ....
آقای احمدی نژاد!
من به عنوان فرزند ارشد روحانی شهید مجتبی محدث از شما میپرسم:
چرا این همه تناقض در عملکرد تیم رسیدگی در این پرونده موجود است؟
البته شاید بگویید که مسئله به دستگاه قضایی مربوط است نه دولت که تنها مجری است. اما یادتان نرود که اولا شما خودتان قول رسیدگی به این پرونده را دادید و ثانیا بر اساس قانون اساسی که میثاق ملی میان ما محکومان و شما حاکمان است، شما مسئول حسن اجرای قانون اساسی هستید.
آقای احمدی نژاد!
شما بارها قول پیگیری این فاجعه را داده اید. پس باید اقدامی بکنید. به خداوندی خدا و به روح مقدس شهدای این فاجعه دهشتبار قسم که عدم انجام وظیفه شما خیانت به خون مطهر این شهداست.
آقای احمدی نژاد!
ما همیشه سعیمان بر این بوده و از پدر شهیدمان این گونه آموخته ایم که اقتدایمان به مولا علی باشد. علی این ابی طالب هیچ گاه در برابر هیچ بنی بشری چه از اشراف و چه از فرزندان اصحاب مسامحه نکرد.
و در پایان! آقای احمدی نژاد!
کاری کنید که در روز جزا و در پیشگاه حضرت باری تعالی شرمنده نباشیم.
نشویم مصداق آن سخن آن عارف عریان بابا طاهر که:
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو از این نامه خواندن ننگت آیو
اللهم عجل لولیک الفرج.
با اوضاع موجود شاید تا ظهور مولایمان حضرت حجت برای مشخص شدن مقصران و مجرمان حقیقی این واقعه مجبور به انتظار باشیم و شاید هم به حکم هیهات من الذله مکلف به تکلیفی حسینی.
و السلام علی من اتبع الهدی
محمود محدث |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|