![]() |
![]() |
|
| نوشتن گاهی تنها نماد بودنم است ... |
|
ای کاش تمام چیزهایی که ساعتی پیش از خاتمی شنیدم یک رویای تلخی بیش نبود .. فقط نیازمند یک خواب طولانیم. بلکه بیدار شوم و باخبر از اینکه جلسه ی بعد از ظهر میرحسین با خاتمی همه چیز را تغییر داده. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
lآثار سوء حاکمیت رژیم پهلوی هنوز به طور دقیق تبیین نشده است ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
گاهي سكوت بخشي از حرفهائيست كه براي گفتن داري!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
آقا وحید سلام ... خود فریبی بیماری بزرگی است که علاج آن به سختی مداوا می شود. اینکه انسان وانمود کند آدم خوبی شده اما از درون ترک عادت بد نکند، از گرفتاریهای مهم این دوران در بین مردم شده است. گاه انسانها فراموش می کنند که مزد خوبی و بدی رفتارشان فقط پیش خداست، بنابر این همیشه در غفلتند. به تو تذکر می دهم مبادا از بیماری غرور، لجاجت و بی ایمانی به بیماری خود فریبی گرفتار شوی. یادت باشد عالم محضر خداست... پدر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
سـفر روز پنجشنبه دکتر احمدینژاد به قم قبل از انجام، حاشیهمهمی داشت که تحت الشعاع بخشهایی از سخنرانی او قرار گرفت. این حاشیه مهم، عدم برنامهریزی برای دیدار با مراجع و اکتفا به یک سخنرانی در جمع طلاب بود که برخی اخبار ماههای پیش را زنده نمود. اما به هر حال قبل از آنکه پاسخی برای این سوالات پیدا شود اظهار نظر رئیس جمهور باعث شد حاشیهفوقالذکر فعلاً به فراموشی سپرده شود. احمدینژاددر جمع گروهی از طلاب که برای تبلیغات دو ماهه محرم و صفر آماده عزیمت به اقصی نقاط کشور هستند اظهار داشت: »در طول سه سال گذشته، چهل هزار دروغ و تهمت علیه دولت روا داشتهاند«. اگرچه آمار ارائه شده توسط رئیس جمهور، کمی عجیب به نظر میرسد اما به هر حال رسانهها موظفند در این خصوص روشنگری کنند. نگارنده در فرصت چند ساعته پس از سخنرانی رئیس جمهور، با مددگیری از حافظه و آرشیو روزنامهها، حداقل۴ مورد را یافت که مسئولان دولتی به صراحت بر دروغبودن آنها تاکید کردهاند. ![]() نخستین بار که رسانهها توسط مسئولان دولت نهمبه دروغ پراکنی متهم شدند روز چهارم اردیبهشت ۸۵ بود. در آن روز هنگامی که احمدی نژاد با این پرسش مواجه شد که »برای تحقق شعار آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم چه کردهاید؟« پاسخ داد: »من چنین شعاری ندادهبودم. روزنامه شرق از قول من نوشت، من هم تکذیب نکردم.« پس از این اظهارات ،رسانههای مختلف تصاویری از یک تراکت تبلیغاتی با تصویر احمدینژاد را منتشر کردند که در دوره انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ در نقاط مختلف کشور توزیع شد و همین شعار بر روی آن خودنمایی میکرد. یک روزنامه ماجراجوی اصلاحطلب هم تصویری از صفحه اول روزنامه کیهان - تاریخ ۳۱ خرداد ۸۴ - را منتشر نمود تا ثابت کند اگر دروغی به رئیس جمهور نسبت داده شده باشد، این دروغگویی ارتباطی با اصلاحطلبان و مخالفان دولت ندارد. کمتر از دو ماه بعد احمدینژاد در جمع مردم همدان اظهار داشت: »برخی رسانهها با تحریک و تولید اخبار دروغ، به دنبال دامن زدن به موج گرانی غیرواقعی هستند«. قاعدتاً دهها و صدها مورد از دروغهای ۴۰ هزارگانه، اخبار متعددی است که از تریبونهای گوناگون در خصوص گرانی ها منتشر شد و مسئولان دولتی آن را »دروغ« میپنداشتند. اما به هر حال امروز برای بسیاری از مردم - و حتی دولتمردان - تشخیص اینکه رسانهها مرتکب دروغ پردازی شدهبودند و یا مظلومانه مورد تهمت قرار گرفتند کار سختی نیست. پس از مدتی هنگامی که مرکز پژوهشهای مجلس و بعضی از اقتصاددانان اصولگرا، از تورم ۲۰ درصدی کشور خبر دادند و رسانههای اصلاح طلب آن را منعکس کردند رئیس جمهور در نیمه دوم اردیبهشت ۸۶ در یک سخنرانی و یک گفتگوی تلویزیونی اینگونه آمارها را خلاف واقع و دروغ نامید. در این مورد هم برای تشخیص اینکه »آیا مدعیان تورم۲۰ درصدی مرتکب دروغ گویی شدند یا آنکه به خاطر انعکاس یک هشدار دلسوزانه، اتهام دروغگویی به آنها وارد شد؟« نیز زمان زیادی لازم نبود. چهارمین اتهام دروغگویی رسانهها مربوط به اوایل سال جاری بود. در آن زمان برخلاف انتظار مسئولان دولتی، خبر برکناری وزیر اقتصاد زودتر از زمان مقرر به گوش بعضی از نامحرمان رسید و آنها هم که گویی دلشان برای »اتهام دروغ گویی « تنگ شده بود همین موضوع را از یار بسیار نزدیک رئیس جمهور سوال کردند. او نیز چنین خبری را دروغ۱۳ نامید. لابد انتشار همین دروغ ۱۳در رسانههای گوناگون هم تشکیل دهنده تعداد قابل توجهی از ۴۰ هزار دروغ علیه دولت بود. در این نوبت برای آشکار شدن اینکه آیا واقعاً رسانهها مرتکب دروغگویی علیه دولت شدهاند یا نه، تنها چند ساعت وقت لازم بود! چهار سوژه فوق، نمونههایی است که رسانهها به صراحت ،متهم به دروغ گویی شدند و اکنون تکلیف آنها برای اکثریت قریب به اتفاق مردم آشکار است. اما نمونههای دیگری نیز هست که احتمالاً در لیست ۴۰ هزار گانه رئیس جمهور وجود دارد؛ در حالی که نه رسماً تکذیب شده و نه مسئولان دولتی حاضر به پذیرش رسمی آنها هستند. زیان ۳۰۰ میلیاردی ناشی از عدم تغییر ساعت، ادعایی بود که توسط برخی نهادهای وابسته به مجلس و قوه قضائیه علیه دولت مطرح شد. مسئولان دولتی در پاسخ به این ادعاها، تنها به کلی گوییهای مبهم اکتفا کردند، اما تاکنون مشخص نکردهاند که اگر این ادعاها دروغ بوده است، هزینه ناشی از بی اعتمادی مردم به دولت را چه کسی خواهد پرداخت و در صورت صحت این ادعاها چه کسانی پاسخ گوی ۶۰۰ میلیارد تومان زیان وارده به کشور در اثر اجرای یک تصمیم دولت طی دو سال - ۸۵ و ۸۶ - خواهند بود؟ مورد دیگر مرتبط با اظهارات وزیر برکنار شده اقتصاد در ابتدای سال جاری است، او در جلسه تودیع خود مسئولان عالیرتبه دولتی را مورد انتقاد قرار داد زیرا به ادعای او، براساس گزارشهای بازرسی یک دامپزشک، تصمیمات اقتصادی میگرفتهاند. این ادعا نیز تاکنون تکذیب نشده است تا مشخص شود وزیر معزول برای انتقام از دولت، مرتکب دروغ گویی شده است و از سوی دیگر به مردم هم گزارش نمی دهند که براساس توصیههای اقتصادی یک دامپزشک، چه تصمیماتی اتخاذ شده است؟ نمونه بعدی، مرتبط با یکی از معاونان رئیس جمهور است. این مقام عالیرتبه دولتی در تاریخ ششم شهریور ماه ۸۷ در گفتگو با خبرگزاری رسمی دولتی اظهار داشت: <نمایندهای از طرف کردان به دانشکده آکسفورد اعزام شد که چگونگی موضوع را بررسی کند که وی اقدام به استخدام وکیل کرد. وکیل انگلیسی از طریق مقامات قانونی به سایت اصلی آکسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دکترای کردان را که در جلسه اخذ رای اعتماد توزیع شده بود از سایت استخراج و با مراجعه به مقامات قضایی - انگلیس - صحت مدارک را تایید و از طریق سفارت ایران برای آقای کردان فرستاد. من شخصا مدرک را ملاحظه کردم> خبرهای بعدی، نشان داد اصولاً مدرکی در کار نبوده است تا این مقام عالیرتبه دولتی آن را دیده باشد! اما تاکنون مشخص نشده است که آیا خبرگزاری رسمی، مرتکب دروغگویی برای تخریب چهره دولت شده یا آنکه خدای نخواسته آن مقام عالیرتبه ، دروغی گفته و مسئولان دولتی که مشغول شناسایی ۴۰ هزار دروغ ضد دولتی بودهاند فرصت نکردهاند این دروغ را پیگیری نمایند! سوژه بعدی اظهارات چند روز قبل وزیر برکنار شده نفت است که یکی از دلایل برکناری خود را مقاومت در برابر انتصاب کردان به عنوان قائم مقام وزیر نفت دانست. آیا این ادعا هم یکی از دروغهایی است که برای تخریب دولت نهم، بر زبان یک مشاور رئیس جمهور جاری می شود؟ نمونه پراهمیت دیگر، ادعاهایی است که از دو سال قبل توسط بعضی مسئولان شهرداری تهران مطرح میشد و اخیراً توسط رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، به صورت دقیق مورد اشاره قرار گرفت. به ادعای این نماینده اصولگرای مجلس هشتم، تعلل سوالبرانگیز دولت برای تخصیص اعتبارات مترو، موجب تحمیل حداقل ۵۲ میلیون یورو (حدود ۷۰ میلیارد تومان) زیان به کشور شده است. آیا این ادعا هم یک دروغ برای تخریب است یا آنکه مسئولان دولتی به خاطر رقابتهای سیاسی، زیان دهها میلیارد تومانی به مردم وارد کردهاند اما با آنها برخورد نشده است؟ آخرین نمونه، مربوط به چند آقازاده وابسته به عالیترین مقامات دولت نهم است. چند روز قبل برخی سایتهای خبری، لیستی از یک گروه ویژه حاجیان را منتشر کردند که نشان میداد فرزندان دو مقام عالیرتبه دولت نهم به صورت خارج از نوبت و در کاروانی ویژه به حج اعزام شدهاند. نام چند مشاور عالیرتبه دولتی نیز در این خبر به چشم میخورد در حالی که این مشاوران، قبلاً نیز توفیق تشرف به سفر حج را داشتهاند و طبق ادعای مسئولان دولت نهم، قرار بود هیچ کس به سفر مکرر حج نرود. مسئولان دولت نهم باید به مردم بگویند این خبر نیز بخشی از دروغهای ۴۰ هزارگانه است یا این تخلف، با اغماض مهرورزانه رئیس جمهور مواجه شده است؟ تردیدی وجود ندارد که مهمترین و شاید تنها دستاورد سفر اخیر احمدی نژاد به قم، انتقال اظهارات او به شهرها و روستاهای دور و نزدیک از طریق مبلّغانی است که احمدی نژاد در قم برای آنها سخنرانی کرد. ای کاش رئیس جمهور به جای ارائه آمار کلی از ۴۰ هزار دروغ پراکنی، به اظهار نظر در خصوص نمونههای فوقالذکر - که هر یک بارها در رسانههای گوناگون منتشر شده است - می پرداخت تا به صورت دقیق و با ذکر مصداق، دروغگویی رسانهها یا مظلومیت آنها به خاطر حقگویی و افشای <رازهای مگو> آشکار شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
حدودای ظهر دقیقا وسط جلسه بودم که مرجان حسینی اس ام اس زد که: کارگزاران توقیف شد.
با وجود اینکه کلمه ی «توقیف شد» کم کم برایم عادی شده اما دیگه تاب و حوصله ی ماندن نداشتم. سوار ماشین شدم و راه افتادم. ذهن مشوشم حالا به عصبانیت رسیده بود. دلم مثل توپ پر بود و آماده شلیک! به این فکر میکردم که هیئت نظارت باید این کار را میکرد تا روزنامه خورشید تمامش به سبزی فروشی ها نرود! تا کمی هم آنها فروش کنند! تا شاید کسی صدای بذرپاش ها را هم بشنود!! تا ... اما در اشتباهند. چون صدای یزدان پناه ها و قوچانی ها و کرمی ها انقدر بلند است که جایی برای صدای بذرپاش و شریعتمتداری نمی گذارد. در این 10 سال گذشته اینطور یاد گرفتیم که با گلوی فشرده نفس بکشیم و فریاد بزنیم. این آیین مظلومیت است. این پیام محرم و عاشوراست که حتی زیر تیغ و زور و بی عدالتی آزادی و آزادگی ازهمه بالاتر است. دست اگر در بند رود تفکر به بند کشیدنی نیست! دلم برای محمد رضا تنگ شده. دلم باران می خواهد. بارانی که قدرت شستن دلهای سیاه را داشته باشد. چشمانم همچنان به آسمان آست. باران خواهد آمد!! این مصاحبه گویای کامل است. این تصویر خبر روزنامه کارگزاران است . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 1:17 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
همین الان دیدم که جمعی که خود را دانشجو معرفی کرده اند(!!!) از دیوار باغ قلهک بالا رفتن و اونجا را فتح کردند. بعدش زیارت عاشورا خوندن و پرچم فلسطین را بجای پرچم انگلیس بالا بردن. تازه اینم عکسشون!!
در اینجا چند فکر و سوال پیش میاد: اولا نمی دونم چرا نماد دانشجویی دیگه کتاب نیست، شده از دیوار بالا رفتن یا زندانی شدن!!! دوما احتمالاً بعضی از این دانشجوها با ولی شون اومدن و باهم از دیوار بالا رفتن!! آخه بعضاً چهره های مسن هم تویه عکس دیده میشن!! سوما هرچی فکر میکنم خدایی نمی فهمم چرا اینا کفن پوشیدن؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
به صفحه ی تلویزیون خیره شده بودم و صحنه ها یکی از پس دیگری رد می شد... راستی چرا هیچکس و هیچ پیامبر و هیچ رهبری نتوانست این حس خودخواهی و جنگ ستیزی بشرو از بین ببره؟ چرا آدم ها هنوز که هنوزه نتونستن به حق خودشون قانع باشن و کاری به کاره هم نداشته باشن؟ چرا ما انسانها باید همچین تاوان هایی به خودمون ببینیم و ... نه بخاطر اینکه کشته شده ها مسلمانند ، بخاطر اینکه زنها و بچه هایی آواره و زخمی و کشته شده اند که کاری با دعوای دنیا ندارند. جرم آنها تنها این است که در نوار غزه زندگی می کنند. شاید اگر ما هم آنجا متولد می شدیم و آنجا زندگی می کردیم این جرممان بودو باید کشته می شدیم. عجب دنیایست! نمی دانم چرا نا خواسته با پی گیری این اخبار این سوال در ذهنم می آید که آیا زمانی که بر سر ما هم موشک و بمب عراقی ها (برادران دینیمان!!!!) فرو میریخت و ما هم اوضاعی اینچنین داشتیم کسی دلش برای ما می سوخت؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
دقیق یادمه که سه سال پیش همچین پنجشنبه ای بود. از روز قبلش تصمیم گرفته بودم یه وبلاگ بزنم که تویه اون فضای خفقانی که بودم بگم هر طور شده و با هر نحوی که بتونم کار سیاسی و اجتماعیمو تعطیل نمی کنم. آره موفق شدم. وبلاگمو زود به زود آپ میکردمو هیشکی نمی فهمید. من با وبلاگم زندگی کردنو شروع کردم و باهاش با اون اوضاع زور و خفقان جامعه ی کوچکی که توش زندگی میکردم مبارزه کردم. لذت بخش بود، عالی بود. تویه اوج محبوبیت دولت فعلی با تمام وجود عکس خاتمیو گذاشتم و گفتم لبخند عشق. این لبخند همان لبخند مقاومت و صبر و پیروزیه من بود که از یگانه معلم روزگار جوانی و نوجوانیم آموخته بودم. و الان 3 سال گذشت. . . غریبستان شد بایکوت. چون الان دیگه غریبی معنا نداره، همه غریبه اند! فقط فاصله ی این غریبی هاست که گاهی واژه ی جدیدی جایگزینش میشه!!! و الان 3 سال گذشت . . . و من بایکوت تنهایی هامو عاشقانه دوست دارم. حتی اگر فقط خودم باشم و بایکوت! پی نوشت: - دوستان مجلس چهارمی، ببخشید که نتونستم سر قولم بمونم. کمی گرفتارم. در اولین فرصت در خدمتم. - ادواری ها آماده باشن!!! - میگن داره یه خبرایی میشه ، حالا من بعداً میگم. اما خبر جالبیه!! - به کمی اکسیژن نیاز دارم. هوا بس ناجوانمردانه آلودست!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
این زندگی چیه که هرچی واسش می دویی تموم نمیشه. گرفتاری های این چند وقته حسابی این معشوقه ی مجازیو ازم گرفته. اما تا چند مدت دیگه دوباره هوای ما هم آفتابی میشه!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
یک سال دیگه هم گذشت. از این یکسالم راضیم! ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
در سایت الف یک خبر جالب دیدم که گویا صحبتهای محمد رضا یزدان پناه را تصدیق میکرد! : خاتمی می آید!!
وطن امروز/ نامزدی خاتمی قطعی شد روزنامه وطن امروز خبر داد، پس از جلسه سه ساعته خاتمی با هاشمی رفنسجانی، تردیدهای خاتمی برای حضور در انتخابات رفع و نامزدی رییس جمهور سابق در انتخابات 88 قطعی شد. در این گزارش آمده است: به گزارش منابع موثق، اخیرا سید محمد خاتمی جلسه ای سه ساعته با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشته که محور اصلی این جلسه موضوع کاندیداتوری رییس جمهور سابق بوده است. در ابتدای این جلسه، خاتمی اقدام به بیان تردیدهایش برای کاندیداتوری می کند که این موضع خاتمی با واکنش هاشمی رفسنجانی مواجه می شود. هاشمی رفسنجانی در توجیه صحبت های خاتمی، موضوع کاندیداتوری مهدی کروبی را که از محورهای تردیدبرانگیز خاتمی برای کاندیداتوری بود، قابل حل دانسته و گفت: " کروبی را می شود آرام کرد". هاشمی در بیان این ادعا، موضوع شورای حکمیت را مطرح و مانورهای اولیه حول شورای حکمیت را عامل اصلی "آرام کردن" کروبی معرفی و تصریح کرده: "با رایزنی هایی که انجام داده ایم، احتمال کنار کشیدن کروبی هست". هاشمی در ادامه، خاتمی را به نترسیدن از "شکست" توصیه کرده و گفته است: "اگر شما بیایید، بدبینانه ترین حالت این است که انتخابات به دور دوم کشیده شود". خاتمی هم برای پذیرش قطعی کاندیداتوری 2 پیش شرط را مطرح کرده است که این دو شرط از این قرار است: "رسمی نشدن کاندیداتوری و بررسی و سنجش وضعیت جامعه طی ماه های آینده". خاتمی در توجیه پیش شرط های خود، اجماع سریع اصولگرایان را نخستین نتیجه اعلام کاندیداتوری اش دانسته و خواستار آن شده تا کاندیداتوری خود را در آخرین روزهای ثبت نام یا به عبارتی در دقیقه 90 اعلام کند. پس از پذیرش توصیه هاشمی از سوی خاتمی و پذیرش پیش شرط های خاتمی، موضوعات دیگری درباره نقاط قوت احمدی نژاد و عوامل اقبال جامعه به وی مطرح می شود. همچنین در جلسه مذکور توافق شده است که هیچ کدام از حاضران به صورت علنی درباره موضوعات مورد بحث اظهار نظر نکنند. در اولین گام های پس از جلسه، حسین مرعشی، عضو ارشد کارگزاران سازندگی روز گذشته در اظهار نظری، موضوع نزدیکی میان اصلاح طلبان و ناطق نوری را مطرح کرد که گفته می شود این اظهار نظر وی در راستای "تست" شرایط و واکنش رقبای انتخاباتی انجام پذیرفته است. از سوی دیگر، شنیده های خبرنگار وطن امروز حاکی از این است که ستاد انتخاباتی خاتمی نیز به صورت غیررسمی با مدیریت "محسن آرمین"، معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات آغاز به کار کرده است. در همین راستا، برخی روزنامهها در روزهای اخیر اقدام به برحسته سازی اظهارات "امین زاده" به بهانه های گوناگون کردند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
پنجشنبه، 16 آبان، تالار همایش های مسجد امیرالمومنین. جمعیت نسبتاً خوب بود اما از جمعیت مهمتر اینکه همه بودند: از ادیب و فیلسوف و مهندس و دانشجو گرفته تا ورزشکار و بازیگر و شاعر!! همه به یک منظور کنار هم ایستاده بودند و در سر به یک چیز می اندیشیدند ؛ خاتمی بیاید!! همه حرفهای خود را زدند، هر کس به دلیلی او را می خواند و آمدنش را یا برای باز پس گیری چیزی می دانست یا تحقق چیزی دیگر. یکی هم مثل ابراهیم یزدی گفت آمدن خاتمی هیچ چیزی نداشته باشد حداقلش این است که می توانیم نفس بکشیم! لیلا حاتمی هم با نفس های بریده گفت بخاطر بچه های ایران بیا! صحبتهای حجاریان زیرنوشت نداشت تا بفهمیم!! اما شریعتی نامه ی حجاریان را خواند تا که بگوید حجاریان میگوید خاتمی بیاید تا نظام دچار انزلال نشود ... زمان همچنان میگذشت، دلایل محکمتر می شد ولی چشمان منتظر به درب سالن نا امیدتر... ساعت 17:00. آخرین سخنران هم گفت. مجری خداحافظی کرد. همه رفتند ولی باز خاتمی نیامد. استنباط من از این نیامدن میل به عدم نامزدی در انتخابات دهم ریاست جمهوری خاتمیست. او مرد عالمیست. هیچ کاری را بی حساب نمی کند، حتی لبخندهای خاتمی نیز هرکدام معنی خاص دارد. نگاه هایش ، دست به عینک زدن هایش و همه و همه دارای معنیست چه برسد به نیامدن در چنین جلسه ی خبری مهمی. او با زبان بی زبانی گفت اصرار نکنید، به صلاح نیست! حکم در نیامدن خاتمیست!! نمیدانم. خداکند که من غلط فهمیده باشم و خاتمی کار واجبتر از آنجا را داشته بوده و تا چند وقت دیگر قطعی آمدنش را اعلام کند و دل همه ی ما را شاد کند. اما در بین همه ی کسانی که آمدند و نطق کردند نیما دهقان طنزپرداز خوب چلچراغی شعری زیبا برای خاتمی خواند که تا دقایقی همه خندیدند . شما هم بخوانید بد نیست: خواهی بیا ببخشا،خواهی برو... بپیچان!
...سلام آقا محمد با ارادت و عرض احترام از روی عادت به رسم خوب ایام رفاقت نوشتم نامه تا گیرم سراغت نوشتم نامه ای با عشق و امید اگر خطم بده لطفاً ببخشید گمانم برده ای مارا ز یادت؟ منم... ‹کبلا مرادو› از ولایت چه ایامی خوشی با هم سپردیم چه بحث و گفتمان هایی که کردیم... حدوداً دوم خرداد بودا... دل مردم ز غم آزاد بودا... مث برق و مث طوفان گذشت ها... به یادت هست که؟ هفتاد و هشت ها.... کجایی مشتی؟ اینجا جات خالیست بدون تو تو ده صلح و صفا نیست به این شدت که نه... اما خدایی محمد خاتمی!...جداً کجایی؟ تو یاهو وقتی on هستم که نیستی کلوب و سیصدو شصتم که نیستی... نه اخبار و نه بیست و سی میایی هنوز چپ می زنی؟ یا با اونایی دل مردم براتان تنگه تنگه ...«حتی خاطرات تلختم واسه ما.. خیلی قشنگه! » (زیادی شد اگر این مصرع فوق ولیکن شد پر از احساس و از ذوق! (با تشکر از گروه سون)) همه اینجا سلامی می رسانند اگرچه اکثراً چندی است خوابند ولی شکر خدا این کدخدائه می گن قلبش طلاس...دستش شفائه... اصن دست روی هر چی که می ذاره طلا می شه...سه سوت!رد خور نداره خدا مرگم بده ...كافر شدم باز چرا اینگونه شد این نامه آغاز؟ به قول شاعر رند نظرباز(؟!) بدون نام او کی نامه شد باز؟
«به نام حضرت باری تعالی» ( بدین صورت شروع شد نامه...حالا!) محمد خاتمی...حالت چطوره؟ .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 11:33 بعد از ظهر توسط وحید ایمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| کلامی از نویسنده |
در این چند سالی که گذراندم نتوانستم من را تعریف کنم. ذات الهی که در وجود انسان است آنقدر متعالیست که قابل وصف نیست.
اما ... وحید ایمانی متولد 28 آبان ماه 1361 ،جنوب تهران، در گرایش سیاسی چپ نیستم چون نمادی از سوسیالیست در دنیا است. اما من یک مسلمان لیبرال هستم یا بهتر بگم یک مسلمان لیبرال دموکرات و راست به معنی جهانی آن است!!! |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اعتقادي فرهنگي دانشجويي خاطرات اجتماعی |
| نویسندگان |
|
وحید ایمانی وحید ایمانی |
|
RSS
|